promoting

[ایالات متحده]/prəˈməʊtɪŋ/
[بریتانیا]/prəˈmoʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به پیشرفت یا ارتقاء به موقعیت بالاتر؛ تشویق یا حمایت از رشد یا توسعه چیزی؛ تبلیغ یا فروش یک محصول؛ جابجا کردن یک دانش‌آموز به کلاس بالاتر

عبارات و ترکیب‌ها

promoting health

ترویج سلامتی

promoting awareness

ترویج آگاهی

promoting growth

ترویج رشد

promoting change

ترویج تغییر

promoting equality

ترویج برابری

promoting success

ترویج موفقیت

promoting innovation

ترویج نوآوری

promoting safety

ترویج ایمنی

promoting sustainability

ترویج پایداری

promoting development

ترویج توسعه

جملات نمونه

promoting health is essential for a better community.

ترویج سلامتی برای داشتن یک جامعه بهتر ضروری است.

the organization is focused on promoting education for all.

سازمان بر ترویج آموزش برای همه متمرکز است.

she is promoting a new initiative to reduce waste.

او یک طرح جدید برای کاهش ضایعات را ترویج می‌کند.

they are promoting local businesses through social media.

آنها از طریق رسانه های اجتماعی کسب و کارهای محلی را ترویج می کنند.

promoting sustainability is a key goal of our project.

ترویج پایداری یک هدف کلیدی پروژه ما است.

he is promoting a healthy lifestyle through workshops.

او از طریق کارگاه‌ها یک سبک زندگی سالم را ترویج می‌کند.

the campaign is promoting awareness about climate change.

کمپین در حال افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی است.

she is dedicated to promoting women's rights in the workplace.

او به ترویج حقوق زنان در محیط کار اختصاص دارد.

promoting teamwork can lead to better productivity.

ترویج کار گروهی می تواند منجر به افزایش بهره وری شود.

the festival aims at promoting cultural diversity.

جشنواره با هدف ترویج تنوع فرهنگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید