commoner

[ایالات متحده]/'kɒmənə/
[بریتانیا]/'kɑmənɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشجوی خودپرداخت
n. فرد عادی
n. عضو مجلس عوام

جملات نمونه

this right enables the commoners to depasture some 3,000 ponies.

این حق به مردم عادی اجازه می‌دهد تا حدود 3000 اسب را چرا کنند.

The commoner was amazed by the luxurious lifestyle of the royal family.

مردم عادی از سبک زندگی مجلل خانواده سلطنتی شگفت زده شدند.

In the past, commoners were not allowed to marry royalty.

در گذشته، به مردم عادی اجازه ازدواج با خانواده سلطنتی داده نمی‌شد.

The commoner worked hard to earn a living for his family.

مردم عادی سخت کار می‌کردند تا برای خانواده خود کسب درآمد کنند.

The commoner's perspective on life was different from that of the nobility.

دیدگاه مردم عادی نسبت به زندگی با اشراف متفاوت بود.

The commoner enjoyed simple pleasures like taking a walk in the park.

مردم عادی از لذت‌های ساده‌ای مانند قدم زدن در پارک لذت می‌بردند.

The commoner was content with a modest lifestyle.

مردم عادی با یک سبک زندگی متواضع راضی بودند.

The commoner mingled with people from all walks of life at the market.

مردم عادی با افرادی از همه طبقات در بازار معاشرت می‌کردند.

The commoner's dream was to one day become a successful entrepreneur.

رویای مردم عادی این بود که یک روز به یک کارآفرین موفق تبدیل شود.

The commoner was known for his kindness and generosity towards others.

مردم عادی به دلیل مهربانی و سخاوت خود نسبت به دیگران شناخته می‌شدند.

Despite being a commoner, she had a strong sense of self-worth.

با وجود اینکه مردم عادی بودند، او احساس ارزشمندی قوی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید