peasant

[ایالات متحده]/ˈpeznt/
[بریتانیا]/ˈpeznt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشاورز; شخصی که در مناطق روستایی زندگی می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

peasant household

منزل دهقان

جملات نمونه

a family of peasant origin.

خانواده‌ای با اصالت دهقان

both of them came from peasant stock.

هر دو از طبقهٔ دهقان بودند.

the system of burgage and the abuse to the system of peasant-labors.

سیستم بوراج و سوء استفاده از سیستم کارگران دهقان.

Only a few of the nation's peasants are literate.

فقط تعداد کمی از دهقانان کشور باسواد هستند.

The peasants were ploughing the field.

دهقانان در حال شخم زدن زمین بودند.

The peasants reaped their rice.

دهقانان برداشت محصول برنج خود.

folk dancers in peasant dress.

رقصندگان محلی با لباس دهقان.

In those days, if you were born a peasant, you were a peasant for life.

در آن دوران، اگر به عنوان دهقان متولد می‌شدید، برای همیشه دهقان بودید.

The rich peasants answered mockingly.

دهقانان ثروتمند با تمسخر پاسخ دادند.

They forced thousands of peasants into their reactionary armies.

آنها هزاران دهقان را به زور به ارتش‌های خود پیوند دادند.

The old peasant conjectured that it would be an unusually cold winter.

آن دهقان پیر حدس زد که زمستان غیرمعمولاً سرد خواهد بود.

to this end, schools were set up for peasant women.

به منظور این هدف، مدارس برای زنان دهقان تأسیس شد.

peasants and miners were formed into a militia.

دهقانان و معدن کاران به یک شبه نظامی تبدیل شدند.

an idealized vision of traditional peasant life as simple and homey.

دیدگاهی ایده‌آل‌شده از زندگی روستایی سنتی به عنوان ساده و دنج.

The distances between workers and peasants are reducing.

فاصله بین کارگران و دهقانان در حال کاهش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید