The information was presented compactly in the report.
اطلاعات به طور خلاصه در گزارش ارائه شد.
She packed her clothes compactly in the suitcase.
او لباسهایش را به طور فشرده در چمدان بست.
The small apartment was furnished compactly to maximize space.
آپارتمان کوچک به طور فشرده مبله بود تا فضای بیشتری ایجاد شود.
The instructions were written compactly on the back of the package.
دستورالعملها به طور خلاصه در پشت بسته نوشته شده بود.
The team worked compactly to finish the project ahead of schedule.
تیم به طور فشرده کار کرد تا پروژه را زودتر از موعد به پایان برساند.
The novel was compactly written, without any unnecessary details.
رمان به طور فشرده نوشته شده بود، بدون هیچ جزئیات غیرضروری.
The new smartphone is designed compactly for easy portability.
گوشی هوشمند جدید به گونهای طراحی شده است که به راحتی قابل حمل باشد.
The city's downtown area is compactly built with tall skyscrapers.
منطقه مرکز شهر به طور فشرده با آسمان خراشهای بلند ساخته شده است.
The compactly packed bus was full of passengers during rush hour.
اتوبوس که به طور فشرده پر شده بود، در ساعات اوج ترافیک پر از مسافر بود.
The compactly organized event ran smoothly without any delays.
برگزاری رویداد به طور فشرده به خوبی پیش رفت و هیچ تاخیری نداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید