broadly

[ایالات متحده]/ˈbr ɔ:dlɪ/
[بریتانیا]/'brɔdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور وسیع یا عمومی; به طور علنی; در یک معنای کلی; به وضوح; به طرز خام

عبارات و ترکیب‌ها

broadly speaking

به طور کلی

جملات نمونه

the climate is broadly similar in the two regions.

آب و هوای هر دو منطقه به طور کلی مشابه است.

Her job is broadly similar to mine.

مشابه من، شغل او نیز به طور کلی مشابه است.

broadly speaking , the risks are as follows.

به طور کلی، خطرات عبارتند از:

broadly speaking, there are three major models for local-central relations.

به طور کلی، سه مدل اصلی برای روابط محلی-مرکزی وجود دارد.

leaf blade broadly cordate or broadly hastate-cordate, 5-10 × 3-8 cm, abaxially densely brown villous or strigillose along veins, adaxially sparsely strigillose or glabrescent, base deeply cordate;

برگ پهن به طور کلی قلب شکل یا به طور کلی داس شکل-قلب شکل، 5-10 × 3-8 سانتی متر، در سطح پشتی به طور متراکم با موهای قهوه ای یا رشته ای در امتداد رگ ها، در سطح جلویی به طور پراکنده رشته ای یا بدون مو، پایه عمیقاً قلب شکل;

Based on the above classifications, we classify speech acts broadly into two types: non-conflictive and conflictive.

بر اساس این طبقه بندی ها، به طور کلی اعمال گفتاری را به دو دسته تقسیم می کنیم: غیر مناقشه و مناقشه.

mouth subvertical, ca. 1.5 cm.Upper petal orbicular, 1-1.5 cm, apex long aristate, abaxial midvein broadly cristate;

دهان تقریباً زیر عمودی، حدود 1.5 سانتی متر. گلبرگ بالایی کروی شکل، 1-1.5 سانتی متر، نوک بلند و رشته ای، رگ میانی سطح پشتی به طور کلی کریستالی;

The government has broadly endorsed a research paper proposing new educational targets for 14-year-olds.

دولت به طور کلی از یک مقاله تحقیقاتی که هدف های آموزشی جدیدی را برای نوجوانان 14 ساله پیشنهاد می کند، حمایت کرده است.

basal leaf blade obovate, oblong, broadly elliptic, or orbicular, 9-12 × 5-16 mm, margin entire, narrowly brown lunulate, apex obtuse to rounded.

برگچه پایه تخم مرغی شکل، بیضی شکل، به طور کلی بیضی شکل یا کروی شکل، 9-12 × 5-16 میلی متر، حاشیه کامل، به طور باریک ماهیت قهوه ای، نوک منقطع تا گرد.

Some guardians ask somebody in oneself plot and the peripheral plot to inquire that to post the adlet, but also has a guardian to-line to send the placard to seek help, casts a net broadly in order.

برخی از سرپرستان از کسی در طرح خود و طرح محیطی می خواهند تا در مورد ارسال آگهی سوال کند، اما سرپرستی نیز دارد که برای کمک، بنر را ارسال کند و به طور گسترده در این راستا اقدام کند.

Seeds 1 to many, with or without a fleshy sometimes brightly colored sarcotesta and/or aril, sometimes with long hairs, or broadly winged;endosperm usually copious and fleshy;

بذرها از یک تا بسیاری، با یا بدون یک گوشت گاهی اوقات با رنگ‌های درخشان، یا یک میوه و/یا میوه؛ گاهی اوقات با موهای بلند یا بال‌های پهن؛ اندوسپرم معمولاً فراوان و گوشتی;

May be used for highway , railroad , tunnel , aeroport , electric power plant , irrigation works , mine dock , rubbish broadly filling the building projects burying field , building to reach other.

می توان از آن برای بزرگراه، راه آهن، تونل، فرودگاه، نیروگاه برق، پروژه های آبیاری، اسکله معدن، پر کردن گسترده ساختمان ها، زمین دفن زباله، ساختمان برای رسیدن به موارد دیگر استفاده کرد.

leaf blade ovate, broadly ovate, or rhombic-ovate, 3-7 × 1.8-3.5 cm, leathery, abaxially pruinose-green, adaxially dark green, base obtuse or acute, apex (obtuse or) acute to subacuminate;

برگ پهن تخم مرغی شکل، به طور کلی تخم مرغی شکل یا لوزی شکل-تخم مرغی شکل، 3-7 × 1.8-3.5 سانتی متر، چرمی، در سطح پشتی سبز ملاس، در سطح جلویی سبز تیره، پایه منقطع یا حاد، نوک (منقطع یا) حاد تا زیر نوک.

نمونه‌های واقعی

The 2001 AUMF is worded very broadly.

قانون اختیارات سال 2001 به طور بسیار گسترده‌ای بیان شده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

His target here was medicine more broadly.

هدف او در اینجا به طور کلی داروسازی بود.

منبع: History of Western Philosophy

And it should also celebrate bamboo capitalism more broadly.

همچنین باید سرمایه‌داری بامبو را به طور کلی جشن گرفت.

منبع: The Economist - Comprehensive

It actually generalizes to discussion of women more broadly.

در واقع، این موضوع به بحث در مورد زنان به طور کلی تعمیم می‌یابد.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American August 2022 Compilation

I mean, what are people saying about corruption more broadly?

منظورم این است، مردم به طور کلی در مورد فساد چه می‌گویند؟

منبع: NPR News March 2016 Collection

But [it] actually generalizes to discussion of women more broadly.

در واقع، این موضوع به بحث در مورد زنان به طور کلی تعمیم می‌یابد.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American July 2022 Collection

Maybe we could think a little bit more broadly than that.

شاید بتوانیم کمی بیشتر از آن به طور کلی فکر کنیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

They can broadly be grouped as functional and neoplastic cysts.

آنها را می‌توان به طور کلی در گروه کیست‌های عملکردی و غیرتوتومی قرار داد.

منبع: Osmosis - Reproduction

So can we move on to the situation in Haiti more broadly?

آیا می‌توانیم به طور کلی به وضعیت در هائیتی برویم؟

منبع: NPR News February 2019 Compilation

The first way is to think really broadly about English as a language.

اولین راه این است که واقعاً به طور کلی در مورد انگلیسی به عنوان یک زبان فکر کنیم.

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید