condone a person's faults
نادیده گرفتن اشتباهات افراد
People cannot condone the use of fierce violence.
مردم نمی توانند استفاده از خشونت شدید را نادیده بگیرند.
I cannot condone the use of violence.
من نمی توانم استفاده از خشونت را نادیده بگیرم.
parents who condone their children’s truancy
والدینی که غیبت فرزندانشان را نادیده می گیرند
good qualities that condone his many shortcomings
ویژگی های خوب که بسیاری از نقاط ضعف او را جبران می کنند
Do you condone his sin?
آیا شما مرتکب شدن گناه او را تایید می کنید؟
We cannot condone violence of any sort.
ما نمی توانیم خشونت از هر نوع را تایید کنیم.
Failure to protest police brutality may indicate a willingness to condone it.
عدم اعتراض به خشونت پلیس ممکن است نشان دهنده تمایل به چشم پوشی از آن باشد.
the college cannot condone any behaviour that involves illicit drugs.
دانشگاه نمی تواند هیچ رفتاری را که شامل مصرف مواد مخدر باشد، تایید کند.
those arrested were released and the exhibition was officially condoned a few weeks later.
افراد دستگیر شده آزاد شدند و نمایشگاه چند هفته بعد به طور رسمی تایید شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید