condone

[ایالات متحده]/kənˈdəʊn/
[بریتانیا]/kənˈdoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. 宽恕;赦免

vt. بخشیدن؛ عفو

جملات نمونه

condone a person's faults

نادیده گرفتن اشتباهات افراد

People cannot condone the use of fierce violence.

مردم نمی توانند استفاده از خشونت شدید را نادیده بگیرند.

I cannot condone the use of violence.

من نمی توانم استفاده از خشونت را نادیده بگیرم.

parents who condone their children’s truancy

والدینی که غیبت فرزندانشان را نادیده می گیرند

good qualities that condone his many shortcomings

ویژگی های خوب که بسیاری از نقاط ضعف او را جبران می کنند

Do you condone his sin?

آیا شما مرتکب شدن گناه او را تایید می کنید؟

We cannot condone violence of any sort.

ما نمی توانیم خشونت از هر نوع را تایید کنیم.

Failure to protest police brutality may indicate a willingness to condone it.

عدم اعتراض به خشونت پلیس ممکن است نشان دهنده تمایل به چشم پوشی از آن باشد.

the college cannot condone any behaviour that involves illicit drugs.

دانشگاه نمی تواند هیچ رفتاری را که شامل مصرف مواد مخدر باشد، تایید کند.

those arrested were released and the exhibition was officially condoned a few weeks later.

افراد دستگیر شده آزاد شدند و نمایشگاه چند هفته بعد به طور رسمی تایید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید