contrite

[ایالات متحده]/kənˈtraɪt/
[بریتانیا]/kənˈtraɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساس یا ابراز پشیمانی یا ندامت

جملات نمونه

with a humble and contrite heart

با قلبی فروتن و پشیمان

She offered a contrite apology for her mistake.

او برای اشتباهش عذرخواهی فروتنانه ای کرد.

He looked contrite after realizing his error.

بعد از متوجه شدن اشتباهش، او پشیمان به نظر رسید.

The contrite student asked for a second chance to make amends.

دانجوی پشیمان درخواست کرد تا فرصت دوباره ای برای جبران داشته باشد.

Her contrite expression showed genuine remorse.

حالت پشیمان او نشان دهنده پشیمانی واقعی بود.

He spoke in a contrite tone to express his regret.

او با لحنی پشیمان صحبت کرد تا ندامت خود را بیان کند.

The contrite criminal begged for forgiveness from his victims.

جنایتکار پشیمان از قربانیانش طلب بخشش کرد.

She wrote a contrite letter to apologize for her behavior.

او نامه ای پشیمانانه نوشت تا برای رفتارش عذرخواهی کند.

His contrite attitude showed that he had learned from his mistakes.

حالت پشیمان او نشان داد که از اشتباهاتش درس گرفته است.

The contrite employee promised to improve his performance in the future.

کارمند پشیمان قول داد که عملکرد خود را در آینده بهبود بخشد.

After making a mess, he felt contrite and offered to clean up.

بعد از به هم ریختن همه چیز، او احساس پشیمانی کرد و پیشنهاد داد که آن را تمیز کند.

نمونه‌های واقعی

" No, no! " He was instantly contrite.

" نه، نه! " او فوراً پشیمان شد.

منبع: Twilight: Eclipse

" I didn't know, Ove, " she whispers, contrite.

" نمی‌دونستم، اووه، " او با شرمسری زمزمه کرد.

منبع: A man named Ove decides to die.

When you are the supplicant, when you are there asking for help, your behaviors are more contrite.

وقتی شما متقاضی هستید، وقتی آنجا درخواست کمک می‌کنید، رفتارهای شما بیشتر پشیمان‌کننده است.

منبع: Connection Magazine

Three years later, the Akagi Nyugyo manager who came up with the idea for the ad is still feeling contrite.

سه سال بعد، مدیر Akagi Nyugyo که ایده تبلیغاتی را مطرح کرد، هنوز احساس پشیمانی می‌کند.

منبع: Business Weekly

In the days after Ms McCammond's contrite withdrawal, several of her critics at Teen Vogue made their Twitter accounts private.

در روزهای بعد از کناره‌گیری خانم مک‌کاموند، چندین منتقد او در Teen Vogue حساب‌های توییتر خود را خصوصی کردند.

منبع: The Economist (Summary)

She is contrite, she has confessed all to me.

او پشیمان است، همه چیز را به من اعتراف کرده است.

منبع: Adam Bede (Volume Four)

Instead of hating you I could, I think, mourn for and pity you, if you were contrite, and would confess all.

به جای اینکه از شما متنفر باشم، می‌توانم برای شما سوگواری کنم و به شما ترحم کنم، اگر پشیمان باشید و همه چیز را اعتراف کنید.

منبع: Returning Home

As to all the rest, he was humble and contrite, and I never knew him complain.

در مورد بقیه، او متواضع و پشیمان بود و هرگز ندیدم که شکایت کند.

منبع: Great Expectations (Original Version)

He often sat with her now, watching her for hours, puzzled and anxious, but not contrite.

او اغلب اکنون کنار او می‌نشست و ساعت‌ها او را تماشا می‌کرد، گیج و مضطرب، اما پشیمان نبود.

منبع: The places where angels dare not tread.

They heard us playing, and it changed their path, she said, contrite, as if she felt responsible for whatever had frightened her.

آنها صدای بازی ما را شنیدند و مسیر آنها را تغییر داد، او گفت، پشیمان، انگار احساس مسئولیت در برابر هر چیزی می‌کرد که باعث ترس او شده بود.

منبع: Twilight: Eclipse

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید