covenants

[ایالات متحده]/ˈkʌvənənts/
[بریتانیا]/ˈkʌvənənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (قانوناً لازم‌الاجرا) توافق‌نامه‌ها؛ پیمان‌ها؛ کنوانسیون‌ها؛ قراردادها برای اهداهای منظم به خیریه‌ها یا صندوق‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

breach of covenants

نقض تعهدات

covenants of peace

تعهدات صلح

covenants of trust

تعهدات اعتماد

covenants in writing

تعهدات کتبی

covenants of loyalty

تعهدات وفاداری

covenants of confidentiality

تعهدات محرمانگی

covenants of silence

تعهدات سکوت

covenants for safety

تعهدات ایمنی

جملات نمونه

they entered into covenants to protect the environment.

آنها پیمان‌هایی را برای محافظت از محیط زیست منعقد کردند.

the covenants of the agreement were carefully outlined.

پیمان‌های توافقنامه به دقت تشریح شده بودند.

many homeowners are bound by covenants in their contracts.

بسیاری از صاحبان خانه در قراردادهای خود به پیمان‌ها متعهد هستند.

we must honor the covenants we made.

ما باید به پیمان‌هایی که بسته‌ایم احترام بگذاریم.

the covenants include restrictions on property use.

پیمان‌ها شامل محدودیت‌هایی در مورد استفاده از ملک هستند.

she studied the covenants before signing the lease.

او قبل از امضای اجاره‌نامه پیمان‌ها را مطالعه کرد.

the church entered into covenants with local charities.

کلیسای با خیریه‌های محلی پیمان بست.

covenants can help ensure community standards are maintained.

پیمان‌ها می‌توانند به حفظ استانداردهای جامعه کمک کنند.

breaking the covenants could lead to legal issues.

نقض پیمان‌ها می‌تواند منجر به مشکلات قانونی شود.

they negotiated the covenants to ensure mutual benefits.

آنها برای اطمینان از منافع متقابل پیمان‌ها را مذاکره کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید