pledges

[ایالات متحده]/plɛdʒɪz/
[بریتانیا]/plɛdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تضمین‌ها؛ وام‌های مسکن؛ توکن‌ها؛ ضمانت‌ها
v. تضمین می‌کند؛ وعده می‌دهد؛ سوگند می‌خورد

عبارات و ترکیب‌ها

financial pledges

تعهدات مالی

public pledges

تعهدات عمومی

charity pledges

تعهدات خیریه

personal pledges

تعهدات شخصی

environmental pledges

تعهدات زیست محیطی

voluntary pledges

تعهدات داوطلبانه

political pledges

تعهدات سیاسی

annual pledges

تعهدات سالانه

binding pledges

تعهدات الزام‌آور

collective pledges

تعهدات جمعی

جملات نمونه

the organization pledges to reduce carbon emissions by 50%.

سازمان متعهد است که میزان انتشار کربن را 50 درصد کاهش دهد.

he made several pledges during his campaign.

او قول‌های متعددی در طول کمپین خود داد.

the government pledges support for renewable energy projects.

دولت قول حمایت از پروژه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر را می‌دهد.

she often pledges her loyalty to the team.

او اغلب وفاداری خود را به تیم اعلام می‌کند.

the charity pledges to help those in need.

خیرخواه قول کمک به نیازمندان را می‌دهد.

they made pledges to donate to the local hospital.

آنها قول اهدای کمک به بیمارستان محلی دادند.

the school pledges to provide a safe learning environment.

مدرسه قول ارائه یک محیط یادگیری ایمن را می‌دهد.

he pledged his support for the new initiative.

او از طرح جدید حمایت کرد.

the company pledges to maintain high ethical standards.

شرکت قول حفظ استانداردهای اخلاقی بالا را می‌دهد.

many candidates make pledges to address climate change.

نامزدان زیادی قول می‌دهند تا به مقابله با تغییرات آب و هوایی بپردازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید