violations

[ایالات متحده]/ˌvaɪəˈleɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌvaɪəˈleɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال نقض قانون یا قاعده؛ تخلفات یا شکستن‌ها؛ موارد نقض؛ حمله جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

traffic violations

نقض قوانین ترافیکی

rule violations

نقض قوانین

policy violations

نقض سیاست‌ها

law violations

نقض قوانین

code violations

نقض قوانین

contract violations

نقض قرارداد

security violations

نقض امنیتی

environmental violations

نقض محیط زیست

ethical violations

نقض اخلاقی

privacy violations

نقض حریم خصوصی

جملات نمونه

there were several violations of the safety regulations.

چندین مورد نقض مقررات ایمنی وجود داشت.

he faced penalties for multiple traffic violations.

او با مجازات برای چندین تخلف رانندگی روبرو شد.

the report highlighted serious violations of human rights.

گزارش به شدت نقض حقوق بشر را برجسته کرد.

companies must address any violations of environmental laws.

شرکت‌ها باید به هرگونه نقض قوانین زیست‌محیطی رسیدگی کنند.

violations of the code of conduct will not be tolerated.

نقض قوانین رفتار قابل اغماض نخواهد بود.

they were accused of violations related to financial reporting.

اتهام نقض قوانین مربوط به گزارش‌های مالی به آنها وارد شد.

frequent violations can lead to a loss of license.

نقض قوانین مکرر می‌تواند منجر به سلب مجوز شود.

we need to investigate the violations reported by employees.

ما باید تخلفات گزارش شده توسط کارکنان را بررسی کنیم.

violations of privacy can have serious consequences.

نقض حریم خصوصی می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

the organization has strict policies against violations.

سازمان سیاست‌های سختگیرانه‌ای در برابر تخلفات دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید