crown

[ایالات متحده]/kraʊn/
[بریتانیا]/kraʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تاج دایره‌ای زینتی که توسط یک پادشاه به عنوان نماد اقتدار پوشیده می‌شود؛ قدرت عالی یا حاکمیت؛ زینت دایره‌ای که بر سر گذاشته می‌شود؛ بالاترین نقطه
vt. به طور رسمی با نمادهای مقام سرمایه‌گذاری کردن؛ در بالای بودن؛ احترام گذاشتن یا پاداش دادن؛ به پایان موفقیت‌آمیز رساندن.

عبارات و ترکیب‌ها

crown jewel

سنگ قیمتی

royal crown

تاج سلطنتی

crown prince

شاهزاده

crown molding

تاج‌تراش

crown ether

اتِر تاج

take the crown

تاج را بردار

crown princess

شاهزاده خانم

crown of thorns

تاج خار

crown with

تاج با

crown court

دادگاه تاج

wear the crown

تاج بپوش

crown gall

زخم تاج

crown height

ارتفاع تاج

crown gear

چرخ دنده تاج

arch crown

تاج قوسی

crown colony

مستعمره تحت سلطنت

triple crown

تاج سه‌گانه

crown density

چگالی تاج

crown block

بلوک تاج

gold crown

تاج طلایی

جملات نمونه

the crown of the hill.

تاج تپه

the succession to the Crown was disputed.

جانشینی تاج و تخت مورد اختلاف بود.

took the crown in horseracing.

در مسابقات اسب‌دوانی، تاج و تخت را به دست آورد.

The crown is an attribute of kingship.

تاج، ویژگی سلطنت است.

be crowned with victory

با پیروزی مشتی کنید

Except for that crown and mystical cabala.

به جز آن تاج و کابالای عرفانی.

This crown was made especially for the King.

این تاج و تخت به طور خاص برای پادشاه ساخته شده است.

the quarrel, partly by the interference of the Crown Prince, was arranged.

اختلاف، تا حدی به دلیل دخالت ولیعهد، تنظیم شد.

Your hair is your crowning glory.

موهای شما، تاج و توچه شما هستند.

the distant knoll was crowned with trees.

تپه دوردست با درختان پوشیده شده بود.

a small silver crown was inlaid in the wood.

یک تاج نقره‌ای کوچک در چوب تعبیه شده بود.

A crown signifies royal power.

تاج و تخت نشان دهنده قدرت سلطنتی است.

He won the crown in 1973.

او در سال 1973 تاج و تخت را به دست آورد.

Mist crowned the mountain.

مه کوه را پوشاند.

The crown and the scepter are the insigne of kings.

تاج و تخت و عصای سلطنتی نشان سلطنت هستند.

In the sky, as crown and diamond cabala?

در آسمان، به عنوان تاج و کابالای الماس؟

a crown embedded with jewels

تاجی که با جواهرات تعبیه شده است

a gold crown encrusted with jewels

تاج طلایی که با جواهرات آراسته شده است

crowned the event with a lavish reception.

این رویداد را با یک استقبال پر زرق و برق به پایان رساند.

نمونه‌های واقعی

To set a crown upon your lifetime's effort.

برای قرار دادن یک تاج بر تلاش طول عمر شما.

منبع: Four Quartets

I shall wear no crowns and win no glory.

من هیچ تاجی نخواهم پوشید و هیچ شکوفایی کسب نخواهم کرد.

منبع: Game of Thrones Selected Highlights

For her to take my crown? No!

برای او که تاج من را بگیرد؟ نه!

منبع: Villains' Tea Party

" Just get the crown! " Dirk yelled.

" فقط تاج را بگیر! " درک فریاد زد.

منبع: L1 Wizard and Cat

The traitorous scroll that snatched the crown from her ancestral line.

نسخه خیانتکارانه ای که تاج را از خط خانوادگی او ربود.

منبع: British Original Language Textbook Volume 5

The Prince and Princess were soon crowned King and Queen.

شاهزاده و شاهزاده خانم به زودی به عنوان پادشاه و ملکه تاجگذاری کردند.

منبع: Bedtime stories for children

Yeah. - You're crowning twice. - I'm crowning twice.

بله. - شما دو بار در حال تاجگذاری هستید. - من دو بار در حال تاجگذاری هستم.

منبع: Gourmet Base

I do henna crowns for raising confidence in someone.

من تاج های حنا برای افزایش اعتماد به نفس در کسی درست می کنم.

منبع: BBC Listening Collection December 2017

All right, all right, he's crowning. Here he comes.

باشه، باشه، اون داره تاجگذاری می کنه. او اینجاست.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

Then he awarded the crown to the real winner.

سپس او تاج را به برنده واقعی اهدا کرد.

منبع: VOA Special December 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید