damp

[ایالات متحده]/dæmp/
[بریتانیا]/dæmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مرطوب کردن؛ افسرده کردن
vi. کاهش یافتن؛ کاهش دادن
n. رطوبت؛ نمناکی
adj. مرطوب؛ شرجی

عبارات و ترکیب‌ها

dampness

رطوبت

damp weather

هوا مرطوب

damp cloth

پارچه مرطوب

damp basement

زیرزمین مرطوب

damp air

هوای مرطوب

damp down

کاهش رطوبت

damp proof

ضد رطوبت

fire damp explosion

انفجار گاز متان

damp squib

آتش‌بازی ضعیف

جملات نمونه

a damp, gloomy day.

یک روز مرطوب و دلگیر

There is much damp here.

اینجا رطوبت زیادی وجود دارد.

to damp down their enthusiasm

برای کاهش اشتیاق آنها

Damp the cloth, please.

لطفاً پارچه را مرطوب کنید.

wipe clean with a damp cloth.

با یک پارچه مرطوب تمیز کنید.

damp a small area with water.

یک ناحیه کوچک را با آب مرطوب کنید.

the damp, turfy odour of a meadow.

بوی مرطوب و علفی یک چمنزار.

a cold, damp cellar;

یک سرداب سرد و مرطوب;

Damp wood are not easy to fire.

چوب مرطوب به راحتی قابل اشتعال نیست.

It is rather damp in the basement.

در زیرزمین نسبتاً مرطوب است.

There is too much damp here.

رطوبت زیادی در اینجا وجود دارد.

The rain damped their spirit.

باران روحیه آنها را کم کرد.

The surveyor found damp in the kitchen.

مسحوق در آشپزخانه رطوبت پیدا کرد.

shame gave a damp to her triumph.

شرم، غرور او را کم کرد.

damp-dry the fish with kitchen paper.

ماهی را با دستمال کاغذی آشپزخانه خشک کنید.

they shivered in the damp foggy cold.

آنها در سرما و مه مرطوب لرزیدند.

Nothing could damp my spirits.

هیچ چیز نمی توانست روحیه من را کم کند.

I don't like a damp weather.

من از هوای مرطوب خوشم نمی آید.

نمونه‌های واقعی

You should air the clothes to get the damp out.

برای خروج رطوبت باید لباس‌ها را در هوای آزاد پهن کنید.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

A light rain has left the arrows damp.

باران ملایم باعث خیس شدن تیرها شده است.

منبع: VOA Standard English Entertainment

And everything in the flat was damp.

و همه چیز در آپارتمان خیس بود.

منبع: Beijing Normal University Edition High School English (Compulsory 2)

Do not stay outside in the damp.

در هوای خیس بیرون نمانید.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Dr Courtney and Dr Bax speculated that masks may help keep things damp.

دکتر کورتنی و دکتر باکس حدس زدند که ماسک ها ممکن است به حفظ رطوبت کمک کنند.

منبع: The Economist - Technology

These are caused chiefly by melting ice, which keeps the air extremely damp.

اینها عمدتاً به دلیل ذوب شدن یخ ایجاد می شوند که هوا را به شدت مرطوب نگه می دارد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Malfoy paused by a stretch of bare, damp stone wall.

مالفوی در کنار یک قسمت از دیوار سنگی برهنه و خیس توقف کرد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

The gloomy damp weather and her gloomy face took away my appetite.

هوا و چهره غمگین و مرطوبش اشتهای من را از بین برد.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

Inhibitory neurotransmitters like GABA can close the ion channels and dampen down electrical signals.

نوروترانسمیترهای مهارکننده مانند گابا می توانند کانال های یونی را ببندند و سیگنال های الکتریکی را کاهش دهند.

منبع: Osmosis - Nerve

Excess cortisol also dampens the inflammatory and immune response, making individuals more susceptible to infections.

افزایش سطح کورتیزول همچنین پاسخ التهابی و ایمنی را کاهش می دهد و افراد را بیشتر در معرض خطر ابتلا به عفونت قرار می دهد.

منبع: Osmosis - Endocrine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید