moist soil
خاک مرطوب
moisturize skin
هیدراته کردن پوست
moist air
هوای مرطوب
moist heat
گرماي مرطوب
moist climate
آب و هوای مرطوب
the air was moist and heavy.
هوا مرطوب و سنگین بود.
the dough should be moist but not sticky.
خمیر باید مرطوب باشد اما چسبنده نباشد.
duct the moist air away.
برای دور کردن هوای مرطوب.
This herbicide degrades in moist soil.
این علفکش در خاک مرطوب تجزیه میشود.
Grasses were moist with dew.
چمنها خیس از شبنم بودند.
Ferns grow in shady and moist places.
سرخسها در مکانهای سایهدار و مرطوب رشد میکنند.
Frogs produce slime to keep their skin moist.
قورباغهها برای مرطوب نگه داشتن پوست خود مخاط تولید میکنند.
his skin looked moist and fungoid.
پوست او مرطوب و قارچی به نظر می رسید.
Despicable concupiscent and moist the flower of latter-day industry.
میلهای ناپسند و مرطوب کردن گل صنعت مدرن.
There were no windows to admit moist atmosphere to enter.
پنجره ای وجود نداشت که اجازه دهد فضای مرطوب وارد شود.
The moist water of the earth is exhausted by evaporation.
آب مرطوب زمین توسط تبخیر شده است.
Her skin felt moist and feverish.
پوستش مرطوب و تبدار بود.
Special rose water essence contains moist-keeping factors that are able to inexhaustibly supply moisture for skin, making it moist lastingly.
اسانس گل رز خاص حاوی عواملی است که قادر به تامین رطوبت به طور بی پایان برای پوست هستند و آن را به طور مداوم مرطوب نگه می دارند.
The place have non-drafty or dusty, quaky, moist and rainy.
محل بدون جریان هوا یا غبار، لرزان، مرطوب و بارانی است.
upthrust of ground or pavement caused by the freezing of moist soil.
خیزش زمین یا پیاده رو ناشی از یخ زدن خاک مرطوب.
moist, cool, soft grass growing underfoot.
چمن مرطوب، خنک و نرم که زیر پا می رویید.
Strawberries grow best in a cool, moist climate.
توت فرنگی در آب و هوای خنک و مرطوب بهترین رشد را دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید