soaked

[ایالات متحده]/səʊkt/
[بریتانیا]/sokt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیس; اشباع شده; پر از مایع; کاملاً مرطوب (به ویژه از باران)
Word Forms
قسمت سوم فعلsoaked
زمان گذشتهsoaked

عبارات و ترکیب‌ها

soak in

خیس کردن در

soak up

جذب کردن

soak time

مدت زمان خیساندن

soak into

نفوذ کردن

soak out

بیرون کشیدن

جملات نمونه

my shirt is soaked through.

پیراهنم کاملاً خیس شده است.

she was soaked to the skin.

او تا پوستش خیس شده بود.

soaked out the grease spots.

لکه های چربی را خارج کرد.

soaked up the gossip.

اخبار را جذب کرد.

The water soaked into the soil.

آب به خاک نفوذ کرد.

Blood soaked through the bandage.

خون از طریق بانداژ به بیرون نشت کرد.

The ground soaked up the rain.

زمین باران را جذب کرد.

He was soaked with rain.

او با باران خیس شده بود.

he soaked himself in the music of Mozart.

او خود را در موسیقی موتزارت غرق کرد.

soaked the leather to make it pliable;

برای انعطاف‌پذیر کردن آن چرم را خیس کردند؛

The rain has soaked into the ground.

باران به خاک نفوذ کرده است.

The fact soaked into his head.

این واقعیت در ذهنش جا افتاد.

She soaked the dirty clothes in water.

او لباس‌های کثیف را در آب خیساند.

He soaked Haas on the button.

او هاس را روی دکمه خیس کرد.

He soaked himself in the atmosphere of the place.

او خود را در فضای آن مکان غرق کرد.

The idea hasn't soaked into his head.

این ایده هنوز در ذهنش جا نیفتاده است.

I soaked the price ticket off.

من برچسب قیمت را پاک کردم.

Don't stand there; you'll be soaked through.

آنجا نایستید؛ کاملاً خیس خواهید شد.

Use a rag soaked in linseed oil.

از یک پارچه خیسانده در روغن تخم کتان استفاده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید