danger

[ایالات متحده]/ˈdeɪndʒə(r)/
[بریتانیا]/ˈdeɪndʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ریسک؛ تهدید.

عبارات و ترکیب‌ها

danger ahead

خطر پیش رو

in danger

در خطر

hidden danger

خطر پنهان

in danger of

در خطرِ

out of danger

خطر را پشت سر گذاشتن

fire danger

خطر آتش‌سوزی

imminent danger

خطر قریب الوقوع

danger zone

منطقه خطر

immediate danger

خطر فوری

danger signal

علامت خطر

danger level

سطح خطر

at danger

در معرض خطر

جملات نمونه

It's a danger to peace.

این یک خطر برای صلح است.

the animal is in danger of extinction.

این حیوان در معرض خطر انقراض است.

the danger had passed.

خطر از بین رفته بود.

the danger is now past.

خطر اکنون در گذشته است.

brave danger and hardships

شجاع در برابر خطر و سختی ها

beyoud the danger limit

فراتر از حد خطر

The bridge is in danger of collapse.

پل در خطر فروریختن است.

heedful of the danger;

مراقب خطر;

Obesity is a danger to health.

چاقی یک خطر برای سلامتی است.

Dangers close on the city.

خطرها به شهر نزدیک می شوند.

He is a danger to the public.

او برای مردم خطرناک است.

be thoughtless of danger

بی توجهی به خطر

many dangers await them.

بسیاری از خطرات در انتظار آنهاست.

most people are aware of the dangers of sunbathing.

اکثر مردم از خطرات آفتاب سوختگی آگاه هستند.

his life was in danger .

زندگی او در خطر بود.

there was no danger of the champagne running out.

هیچ خطری وجود نداشت که شامپاین تمام شود.

the danger of discrimination becoming institutionalized.

خطر نهادینه شدن تبعیض.

there is a grave danger of mythologizing the past.

خطر جدی از افسانه سازی گذشته وجود دارد.

England are in danger of failing to qualify.

انگلیس در خطر عدم موفقیت در مسابقات مقدماتی است.

there is a real danger of civil war.

خطر واقعی جنگ داخلی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید