caution

[ایالات متحده]/ˈkɔːʃn/
[بریتانیا]/ˈkɔːʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احتیاط؛ یک هشدار یا نشانه‌ای از خطر
vt. هشدار دادن یا توصیه کردن درباره چیزی خطرناک

عبارات و ترکیب‌ها

proceed with caution

با احتیاط ادامه دهید

exercise caution

احتیاط کنید

use caution

با احتیاط استفاده کنید

approach with caution

با احتیاط نزدیک شوید

drive with caution

با احتیاط رانندگی کنید

with caution

با احتیاط

caution against

احتیاط در برابر

جملات نمونه

a degree of caution is probably wise.

احتمالاً داشتن کمی احتیاط عاقلانه است.

they let him off with a caution .

آنها او را با تذکری آزاد کردند.

I urge caution in interpreting these results.

من توصیه می کنم در تفسیر این نتایج محتاط باشید.

The policeman cautioned that driver.

آن افسر پلیس به آن راننده هشدار داد.

I would counsel caution in such a case.

من در چنین موردی توصیه می کنم محتاط باشید.

I recommend caution in dealing with this matter.

من توصیه می کنم در برخورد با این موضوع محتاط باشید.

He was cautioned for drunken driving.

او به دلیل رانندگی در حالت مستی تذیر داده شد.

advisers have cautioned against tax increases.

مشاوران نسبت به افزایش مالیات‌ها هشدار داده‌اند.

he was cautioned for possessing drugs.

او به دلیل داشتن مواد مخدر تذیر داده شد.

the caution wouldn't go on his criminal record.

تذکر در سابقه کیفری او ثبت نخواهد شد.

The dean cautioned him against being late.

معاون دانشگاه به او در مورد دیر رسیدن هشدار داد.

The policeman cautioned the prisoners not to play any tricks.'

آن افسر پلیس به زندانیان هشدار داد که هیچ حقه ای نکنند.

advised caution in choosing a school.

توصیه به احتیاط در انتخاب مدرسه شد.

The climbers took the necessary cautions in preparing for the ascent.

صخره نوردان اقدامات احتیاطی لازم را در آماده شدن برای صعود انجام دادند.

The doctor cautioned him to brace up.

پزشک به او توصیه کرد که خود را آماده کند.

You should exercise extreme caution when driving in fog.

هنگام رانندگی در مه، باید بسیار محتاط باشید.

The policeman cautioned the motorist about his speed.

آن افسر پلیس به راننده در مورد سرعتش هشدار داد.

I cautioned him against the danger.

من به او در مورد خطر هشدار دادم.

We were cautioned against using that bridge.

از استفاده از آن پل به ما هشدار داده شد.

نمونه‌های واقعی

Kings lack the caution of common men.

شاهان فاقد احتیاط مردم عادی هستند.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

The way you kept on my trail was a caution.

نحوه تعقیب شما من یک هشدار بود.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

Officials, they're advising residents there to take the utmost caution.

مسؤولان در حال توصیه به ساکنان آنجا برای رعایت نهایت احتیاط هستند.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

I think that the best course of action is some caution.

به نظر من بهترین اقدام احتیاط است.

منبع: Lost Girl Season 4

Most doctors erred on the side of caution.

اکثر پزشکان در سمت احتیاط اشتباه کردند.

منبع: Time

Watch out for pickpockets! cautioned their father.

مراقب دزدان هستند! پدرشان هشدار داد.

منبع: Charlotte's Web

It requires the greatest caution...and clear information on the real risks it presents.

این نیاز به بیشترین احتیاط دارد... و اطلاعات واضح در مورد خطرات واقعی که ایجاد می کند.

منبع: Rescue Chernobyl

Still, there is cause for caution.

با این حال، دلیلی برای احتیاط وجود دارد.

منبع: The Economist - International

Treating outliers with caution is reasonable.

درمان موارد پرت با احتیاط معقول است.

منبع: The Economist - Technology

But campaigners' optimism is tinged with caution.

اما خوش‌بینی فعالان با احتیاط همراه است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید