peril

[ایالات متحده]/ˈperəl/
[بریتانیا]/ˈperəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطر
vt. در خطر انداختن; در معرض خطر قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

in peril

در معرض خطر

grave peril

خطر جدی

risk of peril

احتمال خطر

face peril

با خطر روبرو شدن

perilous situation

وضعیت خطرناک

in peril of

در معرض خطر

yellow peril

خطر زرد

جملات نمونه

the movement is in peril of dying.

حرکت در معرض خطر مرگ است.

He is in peril of his life.

او در معرض خطر جانی قرار دارد.

anyone linked with the Republican cause would be in peril of their life.

هر کسی که با جنبش جمهوری‌خواه ارتباط داشته باشد، در معرض خطر مرگ قرار خواهد گرفت.

I came through all those perils unscathed.

من از همه آن خطرات بدون آسیب جان سالم بدر بردم.

The refugees were in peril of death from hunger.

پناهندگان در معرض خطر مرگ بر اثر گرسنگی بودند.

Is the arms race the greatest peril now?

آیا مسابقه تسلحاتی اکنون بزرگترین خطر است؟

she first witnessed the perils of pop stardom a decade ago.

او ده سال پیش برای اولین بار خطرات شهرت پاپ را دید.

The pernicious effect of this advertising on children is a problem that we ignore at our peril.

اثرات مضر این تبلیغات بر کودکان مسئله‌ای است که ما در صورت نادیده گرفتن آن به ضرر خود عمل می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید