in peril
در معرض خطر
grave peril
خطر جدی
risk of peril
احتمال خطر
face peril
با خطر روبرو شدن
perilous situation
وضعیت خطرناک
in peril of
در معرض خطر
yellow peril
خطر زرد
the movement is in peril of dying.
حرکت در معرض خطر مرگ است.
He is in peril of his life.
او در معرض خطر جانی قرار دارد.
anyone linked with the Republican cause would be in peril of their life.
هر کسی که با جنبش جمهوریخواه ارتباط داشته باشد، در معرض خطر مرگ قرار خواهد گرفت.
I came through all those perils unscathed.
من از همه آن خطرات بدون آسیب جان سالم بدر بردم.
The refugees were in peril of death from hunger.
پناهندگان در معرض خطر مرگ بر اثر گرسنگی بودند.
Is the arms race the greatest peril now?
آیا مسابقه تسلحاتی اکنون بزرگترین خطر است؟
she first witnessed the perils of pop stardom a decade ago.
او ده سال پیش برای اولین بار خطرات شهرت پاپ را دید.
The pernicious effect of this advertising on children is a problem that we ignore at our peril.
اثرات مضر این تبلیغات بر کودکان مسئلهای است که ما در صورت نادیده گرفتن آن به ضرر خود عمل میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید