deadlock

[ایالات متحده]/ˈdedlɒk/
[بریتانیا]/ˈdedlɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیتی که در آن هیچ پیشرفتی نمی‌تواند حاصل شود به دلیل تضاد بین دو نیروی متضاد
v. درگیر شدن در وضعیتی که در آن هیچ پیشرفتی نمی‌تواند حاصل شود به دلیل تضاد بین دو نیروی متضاد

عبارات و ترکیب‌ها

break the deadlock

شکستن بن‌بست

جملات نمونه

The meeting deadlocked over the wage issue.

جلسه بر سر موضوع دستمزد دچار بن‌بست شد.

reports of a deadlock emerged during preliminary discussions.

گزارش‌هایی از بن‌بست در طول بحث‌های مقدماتی منتشر شد.

Fixed black screen deadlock when skipping doppelganger cinematic.

مشکل بن‌بست صفحه سیاه در هنگام رد کردن صحنه سینمایی دوپل‌گنگر رفع شد.

The negotiations reached a deadlock after two hours.

پس از دو ساعت مذاکرات به بن‌بست رسید.

But it was Argentina who eventually broke the deadlock, with Rodriguez crossing for Crespo to sidefoot home on 34 minutes.

اما آرژانتین بود که در نهایت بن‌بست را شکست، با پاس عرضی روبرتو برای کرسپو که در دقیقه ۳۴ به آرامی توپ را وارد دروازه کرد.

A deadlock was reached in the discussions, as neither side would give way to the other.

در بحث‌ها به بن‌بستی رسیدیم، زیرا هیچکدام از طرفین حاضر به کوتاه آمدن نبودند.

نمونه‌های واقعی

There was a deadlock among Israeli party leaders.

در میان رهبران احزاب اسرائیلی، بن‌بست وجود داشت.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

But then there was a deadlock among the political parties.

اما سپس، بن‌بست در میان احزاب سیاسی وجود داشت.

منبع: CNN Listening Compilation September 2019

Russia and US have agreed to help break current deadlock.

روسیه و آمریکا با هم برای رفع بن‌بست فعلی به توافق رسیده‌اند.

منبع: NPR News February 2014 Compilation

Cross-party talks aimed at breaking the deadlock are also set to continue.

گفت‌وگوهای بین حزبی برای رفع بن‌بست نیز قرار است ادامه یابد.

منبع: BBC World Headlines

667. The dreadful tread on the meadow broke the deadly deadlock.

667. گام‌های ترسناک در چمنزار، بن‌بست مرگبار را شکست.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

The EU has said it's made proposals on how to end the deadlock.

اتحادیه اروپا گفته است پیشنهاداتی برای پایان دادن به بن‌بست ارائه کرده است.

منبع: BBC Listening Collection August 2022

Alternatives to the deal failed to break the deadlock. Our political editor is Laura Kuenssberg.

جایگزین‌های توافق برای شکستن بن‌بست شکست خوردند. ویراستار سیاسی ما، لورا کوئنسبرگ است.

منبع: BBC Listening Compilation March 2019

Earlier Theresa May met the opposition Labour Party leader to try to break the deadlock.

پیشتر ترزا می با رهبر حزب کارگر مخالف ملاقات کرد تا تلاش کند بن‌بست را بشکند.

منبع: BBC World Headlines

Still, analysts say the Senate debates could be a step toward ending the deadlock in the government.

با این حال، تحلیلگران می‌گویند بحث‌های سنا می‌تواند گامی در جهت پایان دادن به بن‌بست در دولت باشد.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

Those were held in September. And again, deadlock.

این موارد در ماه سپتامبر برگزار شد. و دوباره، بن‌بست.

منبع: CNN Listening Compilation April 2020

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید