debases

[ایالات متحده]/dɪˈbeɪsɪz/
[بریتانیا]/dɪˈbeɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کیفیت (وضعیت، قیمت و غیره) را کاهش دادن؛ ارزش (سکه) را کاهش دادن؛ کاهش ارزش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

debases values

کاهش ارزش‌ها

debases character

کاهش شخصیت

debases currency

کاهش ارزش پول

debases art

کاهش هنر

debases society

کاهش سطح جامعه

debases quality

کاهش کیفیت

debases integrity

کاهش یکپارچگی

debases standards

کاهش استانداردهای

debases trust

کاهش اعتماد

debases culture

کاهش فرهنگ

جملات نمونه

the constant criticism debases her confidence.

انتقادات مداوم اعتماد به نفس او را تضعیف می‌کند.

using insults debases the quality of the conversation.

استفاده از توهین‌ها کیفیت مکالمه را تضعیف می‌کند.

the scandal debases the reputation of the organization.

رسوایی اعتبار سازمان را تضعیف می‌کند.

his behavior debases the values we stand for.

رفتار او ارزش‌هایی را که برایشان ایستاده‌ایم، تضعیف می‌کند.

she believes that gossip debases friendships.

او معتقد است که غیبت دوستی‌ها را تضعیف می‌کند.

the film debases the art of storytelling.

فیلم هنر داستان‌گویی را تضعیف می‌کند.

his remarks debase the dignity of the profession.

اظهارات او عزت حرفه را تضعیف می‌کند.

such actions debase the spirit of teamwork.

چنین اقداماتی روح همکاری را تضعیف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید