debilitating

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث ضعف یا خستگی
v. کسی را ضعیف کردن

جملات نمونه

The disease left him with a debilitating condition.

بیماری او را با وضعیتی ناتوان کننده رها کرد.

The accident resulted in a debilitating injury.

حادثه منجر به آسیب ناتوان کننده شد.

The chronic illness had a debilitating effect on her daily life.

بیماری مزمن تأثیر ناتوان کننده ای بر زندگی روزمره او داشت.

The medication caused debilitating side effects.

دارو عوارض جانبی ناتوان کننده ایجاد کرد.

The economy is facing a debilitating recession.

اقتصاد با یک رکود ناتوان کننده روبرو است.

The ongoing stress was debilitating for her mental health.

استرس مداوم برای سلامت روان او ناتوان کننده بود.

The lack of sleep was debilitating for his performance at work.

کمبود خواب برای عملکرد او در محل کار ناتوان کننده بود.

The team suffered a debilitating defeat in the championship.

تیم در مسابقات قهرمانی شکست ناتوان کننده ای متحمل شد.

The company faced a debilitating lawsuit that threatened its existence.

شرکت با یک دادخواست ناتوان کننده روبرو شد که بقای آن را تهدید می کرد.

The addiction had a debilitating impact on his relationships.

اعتیاد تأثیر ناتوان کننده ای بر روابط او داشت.

نمونه‌های واقعی

It can be debilitating, and cleaning won't solve the problem.

این می‌تواند ناتوان‌کننده باشد و تمیز کردن مشکل را حل نخواهد کرد.

منبع: Life Noggin

Shame can be crippling and debilitating.

شرم می‌تواند فلج‌کننده و ناتوان‌کننده باشد.

منبع: 6 Minute English

That could then hit world markets dead on in ways that could really be debilitating.

این می‌تواند به طور جدی به بازارهای جهانی ضربه بزند و ناتوان‌کننده باشد.

منبع: NPR News April 2015 Compilation

For others, the effects may include debilitating cramps, bloating, migraines and depression.

برای دیگران، این اثرات ممکن است شامل گرفتگی‌های ناتوان‌کننده، نفخ، سردرد و افسردگی باشد.

منبع: The Economist - Technology

But the noise of it has grown deafening and debilitating in the past two years.

اما صدای آن در دو سال گذشته به طرز کر کننده و ناتوان کننده افزایش یافته است.

منبع: Newsweek

Another study of Korean immigrants found the discrimination was linked to debilitating mental health effects.

یک مطالعه دیگر بر روی مهاجران کره‌ای نشان داد که تبعیض با اثرات روانی-بهداشت ناتوان‌کننده مرتبط است.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Though temporary, opioid withdrawal can be incredibly debilitating.

اگرچه موقتی است، ترک مواد افیونی می‌تواند به طور باورنکردنی ناتوان‌کننده باشد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

And yet the U.S. market has offered no drug expressly designed to prevent these debilitating headaches.

با این حال، بازار ایالات متحده داروی خاصی برای پیشگیری از این سردردهای ناتوان‌کننده ارائه نکرده است.

منبع: Time

But he insisted Mr. Trump's behavior is more embarrassing for the country than debilitating to his efforts.

اما او اصرار داشت که رفتار آقای ترامپ برای کشور شرم‌آورتر از آن است که برای تلاش‌های او ناتوان‌کننده باشد.

منبع: BBC Listening November 2020 Collection

The ruling centred on two women with debilitating conditions, both of whom died before it was handed down.

تصمیم دادگاه بر سر دو زن با شرایط ناتوان‌کننده متمرکز بود که هر دو قبل از صدور آن فوت کردند.

منبع: BBC Listening February 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید