four steps are required to decelerate the motor.
برای کاهش سرعت موتور به چهار مرحله نیاز است.
measures intended to decelerate the arms buildup.
اقداماتی که برای کاهش افزایش تسلیحات در نظر گرفته شده است.
Growth in the Gross Domestic Product (GDP) decelerated significantly, from 10.5 per cent in real terms in 2000 to a mere 0.1 per cent in 2001.
رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) به طور قابل توجهی کاهش یافت، از 10.5 درصد در سال 2000 به 0.1 درصد در سال 2001.
The car started to decelerate as it approached the traffic light.
ماشین شروع به کاهش سرعت کرد زیرا به چراغ راهنمایی نزدیک شد.
It's important to decelerate gradually when coming to a stop.
هنگام توقف، کاهش سرعت به تدریج مهم است.
The airplane began to decelerate as it prepared for landing.
هواپیما شروع به کاهش سرعت کرد زیرا برای فرود آماده می شد.
To prevent injuries, athletes should decelerate before changing direction.
برای جلوگیری از آسیب، ورزشکاران باید قبل از تغییر جهت، کاهش سرعت دهند.
The roller coaster decelerated as it reached the end of the track.
قطار کوهستانی به تدریج کاهش سرعت داد زیرا به انتهای مسیر رسید.
The train decelerated as it approached the station platform.
قطار به تدریج کاهش سرعت داد زیرا به سکوی ایستگاه نزدیک شد.
Drivers should decelerate when approaching a sharp turn on the road.
رانندگان باید در هنگام نزدیک شدن به یک پیچ تند در جاده، کاهش سرعت دهند.
It's safer to decelerate when driving through a construction zone.
رانندگی در یک منطقه ساختمانی با کاهش سرعت ایمن تر است.
The spacecraft will decelerate before entering the Earth's atmosphere.
وسایل نقلیه فضایی قبل از ورود به جو زمین کاهش سرعت خواهد یافت.
To avoid a collision, the cyclist had to decelerate quickly.
برای جلوگیری از برخورد، دوچرخه سوار مجبور شد به سرعت کاهش سرعت دهد.
Sales of motorbikes and mopeds have decelerated more gently than cars, an urban luxury.
فروش موتورسیکلتها و اسکوترها کندتر از خودروها کاهش یافته است، یک لوکس شهری.
منبع: The Economist (Summary)" What's wrong? " He was startled. But the car didn't decelerate.
" چه اشتباهی؟" او متعجب شد. اما ماشین کاهش سرعت نداشت.
منبع: Twilight: EclipseHaving decelerated in 2020, wage growth is now picking up.
با کاهش سرعت در سال 2020، رشد دستمزدها اکنون در حال افزایش است.
منبع: The Economist (Summary)As wage growth sags and unemployment rises, people become more cautious and the economy decelerates further.
با کاهش رشد دستمزدها و افزایش بیکاری، مردم محتاطتر میشوند و اقتصاد بیشتر کاهش سرعت میگیرد.
منبع: New York TimesIt will take seven minutes for Phoenix to decelerate from nearly 13,000 miles an hour to a soft touchdown on Mars.
هفت دقیقه طول میکشد تا فینیکس از سرعت نزدیک به 21000 کیلومتر در ساعت به آرامی روی مریخ فرود بیاید.
منبع: Searching for life on MarsIf my force of pushing is less than the force of friction, then the TV set will to decelerate.
اگر نیروی فشار من کمتر از نیروی اصطکاک باشد، آنگاه تلویزیون کاهش سرعت خواهد کرد.
منبع: Khan Academy: PhysicsAnd second, modern car engines shut off fuel injection or idle, when decelerating.
و دوم اینکه، موتورهای مدرن خودروها در هنگام کاهش سرعت، تزریق سوخت یا بیکاری را خاموش میکنند.
منبع: TED-Ed (video version)But as riders accelerate and decelerate, they experience more or less gravitational force.
اما با افزایش و کاهش سرعت سوارکاران، آنها نیروی گرانش بیشتری یا کمتری را تجربه میکنند.
منبع: TED-Ed (video version)They were faster, their muscles were more powerful, they could accelerate and decelerate more quickly.
آنها سریعتر بودند، عضلات آنها قویتر بود، آنها میتوانستند سریعتر شتاب بگیرند و کاهش سرعت دهند.
منبع: Nature Magazine: ZoologyThe slower pace allowed the cats to quickly decelerate and reaccelerate into fast, tight turns — the better to avoid getting faked out by prey.
سرعت کمتر به گربهها اجازه داد تا به سرعت کاهش سرعت دهند و دوباره وارد دورهای سریع و تند شوند - به این ترتیب بهتر است از فریب خوردن توسط طعمه جلوگیری کنند.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American January 2023 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید