decent

[ایالات متحده]/ˈdiːsnt/
[بریتانیا]/ˈdiːsnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب; محترم; نسبتاً خوب.

عبارات و ترکیب‌ها

decent quality

کیفیت مناسب

a decent person

یک شخص مناسب

decent salary

حقوق مناسب

جملات نمونه

decent language and decent behaviour

زبان و رفتار مناسب

that's awfully decent of you.

این لطف شما خیلی خوب است.

a decent and honourable man.

یک مرد مناسب و با شرافت.

decent standard of life

استاندارد زندگی مناسب

The clerk is a decent sort.

کارمند یک آدم مناسب است.

It is not decent to do so.

انجام این کار مناسب نیست.

He is quite a decent fellow.

او یک مرد بسیار مناسب است.

He made a decent record.

او یک سابقه خوب داشت.

a decent clean-living individual.

یک فرد مناسب و با زندگی پاک.

a decent high-necked dress.

یک لباس مناسب با یقه بلند.

there's a few decent players in the team.

چند بازیکن خوب در تیم وجود دارد.

There are no decent schools round here.

هیچ مدرسه خوبی در این منطقه وجود ندارد.

He earns a decent wage.

او دستمزد خوبی به دست می آورد.

very decent of them to lend you money.

بسیار خوب که آنها به شما پول قرض دادند.

he'd always come across as a decent sort.

او همیشه به عنوان یک آدم مناسب جلوه می کرد.

they would meet again after a decent interval.

آنها بعد از یک فاصله مناسب دوباره ملاقات خواهند کرد.

they prefer voting for devils than for decent men.

آنها ترجیح می دهند برای شیطان ها رای دهند تا برای مردان مناسب.

نمونه‌های واقعی

That is the decent thing to do.

ان کار مناسبی است.

منبع: 2 Broke Girls Season 1

And decent people everywhere should reject it.

و مردم شریف همه جا باید آن را رد کنند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Maybe we'll get a decent headmaster now.

شاید حالا یک مدیر مدرسه خوب گیرمان بیاید.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

Of course, any time the family produced someone halfway decent they were disowned.

البته، هر بار که خانواده کسی را به طور نسبی خوب تولید می‌کرد، طرد می‌شد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

These are decent measures—but nowhere near enough.

اینها اقدامات مناسبی هستند - اما به هیچ وجه کافی نیستند.

منبع: The Economist (Summary)

This is really just pretty decent cooking chocolate from a supermarket.

این در واقع فقط شکلات پخت و پز نسبتاً خوب از یک سوپرمارکت است.

منبع: Gourmet Base

Michael Adebolajo, a British citizen of Nigerian decent back in 2010.

مایکل آدبولوچو، یک شهروند بریتانیایی با اصالت نیجریه در سال 2010.

منبع: CNN Listening Compilation May 2013

I know you have a stash of decent blankets.

می‌دانم شما یک دسته پتوهای خوب دارید.

منبع: Our Day This Season 1

That sounds like a decent size community.

به نظر می‌رسد یک جامعه با اندازه مناسب است.

منبع: CNN 10 Student English October 2018 Collection

But people still want to have a decent ride.

اما مردم هنوز هم می‌خواهند یک سفر خوب داشته باشند.

منبع: Charlie Rose interviews Didi President Liu Qing.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید