declarant

[ایالات متحده]/dɪˈklærənt/
[بریتانیا]/dɪˈklærənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که اعلامیه‌ای صادر می‌کند؛ شخصی که به طور رسمی قصد پیوستن به یک کشور را اعلام می‌کند؛ شاکی یا شاهد در زمینه‌های قانونی

عبارات و ترکیب‌ها

declarant statement

اظهارات شاکی

declarant information

اطلاعات شاکی

declarant signature

امضای شاکی

declarant role

نقش شاکی

declarant details

جزئیات شاکی

declarant form

فرم شاکی

declarant obligations

وظایف شاکی

declarant identity

هویت شاکی

declarant notice

اطلاع‌رسانی شاکی

declarant declaration

اظهارات شاکی

جملات نمونه

the declarant must provide accurate information.

اظهار کننده باید اطلاعات دقیقی ارائه دهد.

the declarant signed the document yesterday.

اظهار کننده دیروز این سند را امضا کرد.

the declarant is responsible for any discrepancies.

اظهار کننده مسئول هرگونه مغایرت است.

the declarant needs to verify their identity.

اظهار کننده باید هویت خود را تأیید کند.

the declarant submitted the application on time.

اظهار کننده درخواست را به موقع ارائه داد.

the declarant must be aware of the regulations.

اظهار کننده باید از مقررات آگاه باشد.

the declarant's information was kept confidential.

اطلاعات اظهار کننده محرمانه نگه داشته شد.

the declarant provided additional documentation.

اظهار کننده مدارک اضافی ارائه داد.

the declarant is required to attend the hearing.

حضور اظهار کننده در جلسه حضوری الزامی است.

the declarant's testimony was crucial to the case.

شهادت اظهار کننده برای این پرونده بسیار مهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید