deponent

[ایالات متحده]/dɪˈpəʊnənt/
[بریتانیا]/dɪˈpoʊnənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که اظهاریه می‌دهد یا شهادت سوگند خورده می‌دهد؛ کسی که تحت سوگند شهادت می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

deponent witness

شهادت‌دهنده

deponent statement

اظهارات شهادت‌دهنده

deponent affidavit

تأییدیه شهادت‌دهنده

deponent's testimony

شهادت شهادت‌دهنده

deponent role

نقش شهادت‌دهنده

deponent examination

بررسی شهادت‌دهنده

deponent evidence

گواهی شهادت‌دهنده

deponent declaration

اظهارات شهادت‌دهنده

deponent identity

هویت شهادت‌دهنده

deponent clause

ماده شهادت‌دهنده

جملات نمونه

the deponent provided crucial evidence in the case.

اظهار کننده مدارک حیاتی را در پرونده ارائه داد.

the lawyer questioned the deponent thoroughly.

وکیل به طور کامل از اظهار کننده سوال کرد.

the deponent's testimony was recorded under oath.

شهادت اظهار کننده تحت سوگند ضبط شد.

as a deponent, you must tell the truth.

به عنوان اظهار کننده، شما باید حقیقت را بگویید.

the deponent was nervous during the deposition.

اظهار کننده در طول بازجویی مضطرب بود.

the deponent's statement was crucial for the investigation.

اظهارات اظهار کننده برای تحقیقات بسیار مهم بود.

we need to prepare the deponent for the hearing.

ما باید اظهار کننده را برای جلسه آماده کنیم.

the deponent was asked to clarify his previous statements.

از اظهار کننده خواسته شد تا اظهارات قبلی خود را روشن کند.

the judge listened carefully to the deponent's words.

قاضی با دقت به سخنان اظهار کننده گوش داد.

after the deponent spoke, the courtroom was silent.

بعد از اینکه اظهار کننده صحبت کرد، دادگاه ساکت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید