deponent witness
شهادتدهنده
deponent statement
اظهارات شهادتدهنده
deponent affidavit
تأییدیه شهادتدهنده
deponent's testimony
شهادت شهادتدهنده
deponent role
نقش شهادتدهنده
deponent examination
بررسی شهادتدهنده
deponent evidence
گواهی شهادتدهنده
deponent declaration
اظهارات شهادتدهنده
deponent identity
هویت شهادتدهنده
deponent clause
ماده شهادتدهنده
the deponent provided crucial evidence in the case.
اظهار کننده مدارک حیاتی را در پرونده ارائه داد.
the lawyer questioned the deponent thoroughly.
وکیل به طور کامل از اظهار کننده سوال کرد.
the deponent's testimony was recorded under oath.
شهادت اظهار کننده تحت سوگند ضبط شد.
as a deponent, you must tell the truth.
به عنوان اظهار کننده، شما باید حقیقت را بگویید.
the deponent was nervous during the deposition.
اظهار کننده در طول بازجویی مضطرب بود.
the deponent's statement was crucial for the investigation.
اظهارات اظهار کننده برای تحقیقات بسیار مهم بود.
we need to prepare the deponent for the hearing.
ما باید اظهار کننده را برای جلسه آماده کنیم.
the deponent was asked to clarify his previous statements.
از اظهار کننده خواسته شد تا اظهارات قبلی خود را روشن کند.
the judge listened carefully to the deponent's words.
قاضی با دقت به سخنان اظهار کننده گوش داد.
after the deponent spoke, the courtroom was silent.
بعد از اینکه اظهار کننده صحبت کرد، دادگاه ساکت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید