decorum

[ایالات متحده]/dɪˈkɔːrəm/
[بریتانیا]/dɪˈkɔːrəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. propriety; observance of etiquette.

عبارات و ترکیب‌ها

sense of decorum

حس ادب

maintaining decorum

حفظ ادب

decorum and etiquette

ادب و آداب

proper decorum

ادب مناسب

decorum in society

ادب در جامعه

جملات نمونه

I hope you will behave with decorum at the funeral.

امیدوارم شما در مراسم تشییع جنازه با وقار رفتار کنید.

maintain decorum in a formal setting

حفظ نزاکت در یک محیط رسمی

decorum is expected in a courtroom

انتظار می رود که در دادگاه ادب رعایت شود

the teacher reminded the students to observe decorum during the assembly

معلم به دانش آموزان یادآوری کرد که در طول گردهمایی ادب را رعایت کنند

decorum is essential in diplomatic negotiations

ادب در مذاکرات دیپلماتیک ضروری است

the royal family is known for their decorum

خانواده سلطنتی به خاطر ادبشان مشهور است

business meetings require a certain level of decorum

جلسات کاری به سطح مشخصی از ادب نیاز دارند

her decorum at the funeral impressed everyone

ادب او در مراسم تشییع جنازهه همه را تحت تاثیر قرار داد

decorum is key in a professional environment

ادب در یک محیط حرفه ای کلیدی است

the lack of decorum at the party was noticeable

نبود ادب در مهمانی قابل توجه بود

decorum should be maintained at all times

ادب باید در همه زمان ها حفظ شود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید