deeply

[ایالات متحده]/ˈdiːpli/
[بریتانیا]/ˈdiːpli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور عمیق; در یک مکان عمیق; به شدت

عبارات و ترکیب‌ها

deeply rooted

به شدت ریشه دار

deeply touched

عمیقاً تحت تاثیر قرار گرفته

deeply ingrained

به شدت درونی شده

love deeply

عمیقاً عشق بورزید

breathe deeply

به عمق نفس بکش

truly madly deeply

واقعا، دیوانه وار، عمیقا

جملات نمونه

Dolly was deeply grieved.

داری دالی عمیقاً متاسف بود.

The audience was deeply affected.

تماشاگران عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفتند.

They will probe deeply into the matter.

آنها عمیقاً در این موضوع کاوش خواهند کرد.

They are deeply intolerant of all opposition.

آنها نسبت به هرگونه مخالفت عمیقاً متعصب هستند.

This kind of reasoning is deeply perverse.

این نوع استدلال به شدت مغرضانه است.

She found the idea deeply repulsive.

او این ایده را به شدت منزجر کننده یافت.

a deeply shocking and painful discovery

یک کشف عمیقاً تکان دهنده و دردناک

you care very deeply for him.

شما واقعاً به شدت به او اهمیت می دهید.

a deeply forked tail.

یک دم عمیقاً دو شاخه.

the allegations made are deeply offensive to us.

اتهامات مطرح شده به شدت برای ما توهین آمیز است.

I am deeply grateful to my parents.

من عمیقاً از والدینم سپاسگزارم.

a deeply and finely feeling man

مرد با احساسات عمیق و ظریف

be deeply ingrained in the mind

به شدت در ذهن ریشه دوانده باشد

I felt deeply sorry for him.

من عمیقاً برای او متاسف شدم.

deeply affected by the news

به شدت تحت تاثیر اخبار قرار گرفت

He was deeply stirred by the news.

او با این خبر به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.

They feel deeply the honor of belonging to the Senate.

آنها عمیقاً افتخار عضویت در سنا را احساس می کنند.

Her affection for him is deeply rooted.

محبت او نسبت به او عمیقاً ریشه دارد.

The government has deeply split on this issue.

در این موضوع دولت عمیقاً دچار اختلاف شده است.

نمونه‌های واقعی

But the sources of distrust go way deeper.

اما منابع بی‌اعتمادی بسیار عمیق‌تر هستند.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

I was so deeply in the zone I guess.

من آنقدر عمیقاً در حالت تمرکز بودم که حدس می‌زنم.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

I pondered this deeply. And then, I made my first drawing.

من عمیقاً در این مورد فکر کردم. و سپس، اولین طرح خود را کشیدم.

منبع: The original soundtrack of "The Little Prince" animated movie.

He was dragged deeper and deeper under the waves.

او عمیق‌تر و عمیق‌تر به زیر آب کشیده شد.

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

Let's look more deeply at each word.

بیایید دقیق‌تر به هر کلمه نگاه کنیم.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

It`s a concept that is deeply ingrained in French society.

این یک مفهوم است که به طور عمیقی در جامعه فرانسه ریشه دارد.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

And so we relate to that very deeply.

بنابراین ما به آن بسیار عمیقاً مرتبط هستیم.

منبع: VOA Standard English Entertainment

So the government needs to investigate this deeply.

بنابراین دولت باید این موضوع را به طور عمیقی بررسی کند.

منبع: NPR News October 2017 Collection

They were going even deeper now and gathering speed.

آنها اکنون حتی عمیق‌تر می‌رفتند و سرعت خود را افزایش می‌دادند.

منبع: All-Star Read "Harry Potter" Collection

I pondered deeply, then, over the adventures of the jungle.

من عمیقاً در مورد ماجراهای جنگل فکر کردم.

منبع: The Little Prince

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید