scales mostly gray, some brown, umbonate, margin shallowly erose-lacerate;
مقیاسها بیشتر خاکستری، برخی قهوهای، امبونات، حاشیه به طور سطحی فرورفته و مجروح;
Petals 5, much smaller than sepals, basally tubulose or shallowly scrotiform and shortly clawed.
برگچه ها ۵، بسیار کوچکتر از کاسبرگ ها، لوله ای در قاعده یا کم عمق و مخروطی شکل و کوتاه با چنگک.
;persistent calyx explanate, ca. 4 mm in diam., shallowly 5-lobed, lobes deltoid, densely pubescent and ciliate;
;کاسبرگ ماندگار، گسترده، حدود 4 میلی متر در قطر، به طور سطحی 5 لوبه، لوب ها دلتویید، به طور متراکم پوشیده از پرز و دارای اندامک;
Leaf base rounded to shallowly cordate; flowers 6–8 mm in diam.; abaxial surface of calyx tomentose; flowers petalous or apetalous.
ریشه برگ گرد تا کمی قلبی شکل؛ گل ها 6-8 میلی متر در قطر؛ سطح پشتی کاسبرگ کرک دار؛ گل ها گلدار یا بدون گل.
He breathes shallowly due to the high altitude.
او به دلیل ارتفاع زیاد، سطحی نفس میکشد.
She swims shallowly in the pool.
او به صورت سطحی در استخر شنا میکند.
The river flows shallowly through the valley.
رودخانه به صورت سطحی از میان دره عبور میکند.
The baby sleeps shallowly during the day.
بچه در طول روز به صورت سطحی میخوابد.
They laugh shallowly at the joke.
آنها به شوخی به صورت سطحی میخندند.
The characters are shallowly developed in the story.
شخصیتها در داستان به صورت سطحی توسعه یافتهاند.
The plant roots spread shallowly in the soil.
ریشههای گیاه به صورت سطحی در خاک پخش میشوند.
She scratches the surface of the topic shallowly.
او به صورت سطحی به موضوع میپردازد.
The artist paints shallowly on the canvas.
هنرمند به صورت سطحی روی بوم نقاشی میکند.
He dives shallowly into the pool.
او به صورت سطحی در استخر شیرجه میزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید