degender

[ایالات متحده]/dɪˈdʒɛndə/
[بریتانیا]/dɪˈdʒɛndər/

ترجمه

vt. از زبان و غیره ارجاعات جنسیتی را حذف کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

degender identity

هویت دژندر

degender language

زبان دژندر

degender roles

نقش‌های دژندر

degender norms

نرم‌های دژندر

degender society

جامعه دژندر

degender practices

شیوه‌های دژندر

degender discourse

گفتمان دژندر

degender policies

خط‌مشی‌های دژندر

degender perspectives

دیدگاه‌های دژندر

degender approach

رویکرد دژندر

جملات نمونه

we must degender our language to promote equality.

ما باید زبان خود را خنثی کنیم تا برابری را ترویج دهیم.

many organizations aim to degender job titles.

سازمان‌های زیادی هدفشان خنثی‌سازی عناوین شغلی است.

it's important to degender discussions about parenting.

مهم است که بحث‌ها در مورد فرزندپروری را خنثی کنیم.

they decided to degender the marketing materials.

آنها تصمیم گرفتند مواد بازاریابی را خنثی کنند.

degendering education can help reduce stereotypes.

خنثی‌سازی آموزش می‌تواند به کاهش کلیشه‌ها کمک کند.

we should degender our approach to leadership roles.

ما باید رویکرد خود به نقش‌های رهبری را خنثی کنیم.

degendering sports terminology can encourage inclusivity.

خنثی‌سازی اصطلاحات ورزشی می‌تواند فراگیری را تشویق کند.

to degender the workplace, we need clear policies.

برای خنثی‌سازی محیط کار، به سیاست‌های مشخص نیاز داریم.

degendering social interactions can foster better communication.

خنثی‌سازی تعاملات اجتماعی می‌تواند ارتباطات بهتر را تقویت کند.

they are working to degender the representation in media.

آنها در تلاشند تا بازنمایی در رسانه را خنثی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید