depend

[ایالات متحده]/dɪ'pend/
[بریتانیا]/dɪ'pɛnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به ... اتکا کردن; به ... باور داشتن; وابسته بودن به.

عبارات و ترکیب‌ها

depend on

به آن وابسته باشید

depend upon

به آن وابسته باشید

depend on yourself

به خودتان وابسته باشید

جملات نمونه

It depends on the weather.

این به آب و هوا بستگی دارد.

You may depend on their support.

شما ممکن است به حمایت آنها متکی باشید.

You may depend on him.

شما ممکن است به او متکی باشید.

I'll be there, depend on it!

من آنجا خواهم بود، به آن اعتماد کنید!

Children must depend on their parents.

کودکان باید به والدین خود متکی باشند.

the kind of person you could depend on.

نوع شخصی که می توان به او اعتماد کرد.

people whose livelihoods depend on the rainforest.

افرادی که معیشت آنها به جنگل بارانی بستگی دارد.

We can depend on him for help.

ما می توانیم برای کمک به او متکی باشیم.

I depend on you to do it.

من به شما متکی هستم که آن را انجام دهید.

We are depending on you to finish the job.

ما به شما متکی هستیم تا کار را تمام کنید.

You may depend on him to do it well.

شما می توانید به او برای انجام آن به خوبی متکی باشید.

That depends (on) how to tackle the problem.

این به این بستگی دارد که چگونه مشکل را حل کنیم.

It depends (on) who will be the first to arrive there.

این به این بستگی دارد که چه کسی اولین کسی خواهد بود که آنجا برسد.

That depends (on) where you live.

این به این بستگی دارد که کجا زندگی می کنید.

That depends (on) what he will do next.

این به این بستگی دارد که او بعداً چه خواهد کرد.

Depend on it, our team will certainly win.

به آن اعتماد کنید، تیم ما قطعاً برنده خواهد شد.

You may depend on it that he will help you.

شما می توانید به این اعتماد کنید که او به شما کمک خواهد کرد.

began to depend more and more on drugs.

به طور فزاینده ای به مواد مخدر متکی شد.

Success often depends on temperament.

موفقیت اغلب به خلق و خو بستگی دارد.

نمونه‌های واقعی

The treatment of meningitis depends on the underlying cause.

درمان مننژیت به علت زمینه‌ای بستگی دارد.

منبع: Osmosis - Nerve

Thank God your livelihood doesn't depend on it.

خدا شکر که گذرش به آن وابسته نیست.

منبع: Friends Season 9

Actually tomorrow night kinda depends on how tonight goes.

در واقع، فردا شب تا حدودی به این بستگی دارد که امشب چگونه پیش برود.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

That stymies the exchange of ideas on which good science depends.

این باعث ایجاد مانع در تبادل ایده هایی می شود که علم خوب به آن بستگی دارد.

منبع: The Economist - Technology

– depending on how big you are.

– بسته به اینکه چقدر بزرگ هستید.

منبع: Kurzgesagt science animation

Whether they leak out depends on their size.

آیا آنها نشت می کنند یا نه به اندازه آنها بستگی دارد.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 Collection

Because you can't ultimately depend on anyone else.

زیرا در نهایت نمی توانید به هیچ کس دیگری تکیه کنید.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

And people's lives literally will depend on me.

و زندگی مردم به معنای واقعی کلمه به من بستگی خواهد داشت.

منبع: Out of Control Season 3

Actually, tomorrow night kinda depends on how tonight goes.

در واقع، فردا شب تا حدودی به این بستگی دارد که امشب چگونه پیش برود.

منبع: Volume 3

Cook said the company doesn't depend on gimmicks.

Cook گفت که شرکت به حقه ها وابسته نیست.

منبع: AP Listening Collection May 2013

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید