trust your instincts
به غرایز خود اعتماد کنید
build trust
ایجاد اعتماد
trust issues
مشکلات اعتماد
trustworthy person
شخص مورد اعتماد
earn trust
کسب اعتماد
trust in
اعتماد به
on trust
بر اساس اعتماد
in trust
در اعتماد
mutual trust
اعتماد متقابل
trust with
اعتماد با
public trust
اعتماد عمومی
trust fund
صندوق امانت
trust property
دارایی مورد اعتماد
trust company
شرکت مورد اعتماد
investment trust
صندوق سرمایه گذاری
trust on
اعتماد به
trust investment
سرمایه گذاری مورد اعتماد
unit trust
صندوق سرمایه گذاری واحد
brain trust
گروه متخصصین
breach of trust
نقض اعتماد
national trust
صندوق ملی
interpersonal trust
اعتماد بین فردی
trust receipt
رسید اعتماد
property trust
صندوق املاک
they trust a fellow countryman.
آنها به یک هموطنه اعتماد دارند.
a trust was set up.
یک اعتماد ایجاد شد.
enjoy the trust of the people
لذت بردن از اعتماد مردم
Don't trust that sneak.
به آن فریبکار اعتماد نکن.
trust sb. with sth.
به کسی چیزی را بسپار.
trust sb. for a camera
به کسی برای دوربین اعتماد کنید.
trust indenture (=deed of trust, trust deed)
سند اعطای اعتماد (= سند اعتماد، سند اعتماد)
rulership is a trust from God.
حکومت امانتی از جانب خداست.
a shy and trusting child.
فرزند خجالتی و با اعتماد.
trust is a two-way street.
اعتماد یک خیابان دوطرفه است.
administer a trust fund
مدیریت یک صندوق اعتمادی
Uncritical trust is my nemesis.
اعتماد بی چون و چرای دشمن من است.
Trust it to rain at the weekend!
مطمئناً آخر هفته باران خواهد بارید!
Trust in the Lord. Trust to destiny.
به خداوند اعتماد کنید. به سرنوشت اعتماد کنید.
I trust that you will be on time.
من امیدوارم به موقع باشید.
His trust was not misplaced.
اعتمادی که به او داشتند به خطا نبود.
to repose our trust in her
به او اعتماد کنیم.
I trust you will be successful.
من امیدوارم موفق باشید.
Trust to luck for the rest.
برای بقیه به شانس اعتماد کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید