rely

[ایالات متحده]/rɪˈlaɪ/
[بریتانیا]/rɪˈlaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به اعتماد داشتن; به چیزی وابسته بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

rely on

تکیه کردن به

جملات نمونه

it is unwise to rely on hearsay evidence.

تکیه بر شایعات غیرمنصفانه است.

rely on one's own efforts

تکیه بر تلاش خود

You can't rely on the weather.

نمی‌توانید به هوا اعتماد کنید.

many of the appeals rely on treacly sentiment.

بسیاری از درخواست‌ها بر احساسات شیرین تکیه دارند.

I can rely on his secrecy.

من می‌توانم به رازداری او تکیه کنم.

You can rely on him every time.

شما می‌توانید همیشه به او تکیه کنید.

You can rely upon Jacelin.

شما می‌توانید به ژاکلین تکیه کنید.

You can rely on me for help.

شما می‌توانید برای کمک به من تکیه کنید.

You should rely on your own efforts.

شما باید به تلاش خود تکیه کنید.

Don't rely on going to Japan.

به رفتن به ژاپن تکیه نکنید.

Don't rely on me going to Japan.

به من تکیه نکنید که به ژاپن بروم.

You can depend on his honesty.See Synonyms at rely

شما می‌توانید به صداقت او اعتماد کنید. به مترادف‌ها در rely مراجعه کنید

she knew she could rely on his discretion.

او می‌دانست که می‌تواند به رازداری او تکیه کند.

some seeds rely on birds for dispersion.

برخی از دانه‌ها برای پراکندگی به پرندگان تکیه دارند.

I know I can rely on your discretion.

می‌دانم که می‌توانم به رازداری شما تکیه کنم.

the charity has to rely entirely on public donations.

خیرخواه باید به طور کامل به کمک‌های عمومی تکیه کند.

training that relies more on the carrot than on the stick.

آموزشی که بیشتر به هویج تکیه دارد تا چوب.

the concerto relies on the frequent repetition of thematic fragments.

کرنچو بر تکرار مکرر قطعات موضوعی متکی است.

they fell into the trap of relying too little on equity finance.

آنها در تله تکیه بیش از حد کم به تامین مالی سهام افتادند.

نمونه‌های واقعی

Treatment for osteoporosis usually relies on bisphosphonate drugs like alendronate and risedronate.

درمان پوکی استخوان معمولاً به داروهای بی‌س فسفونات مانند آلندرونات و ریزدرونات متکی است.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

Another is that they rely on their sense of magnetism.

یکی دیگر این است که آنها به حس مغناطیسی خود متکی هستند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation November 2015

Shoreline communities have always relied on tourism as an economic engine.

جامعه ساحلی همیشه به گردشگری به عنوان یک موتور اقتصادی متکی بوده است.

منبع: NPR News December 2012 Compilation

Because you can't rely on the setting.

زیرا نمی توان به تنظیمات اعتماد کرد.

منبع: Gourmet Base

So all life on earth relies on diffusion.

بنابراین تمام زندگی روی زمین به انتشار متکی است.

منبع: Kurzgesagt science animation

So this phrase means don't rely on appearances.

بنابراین این عبارت به این معنی است که به ظاهرها اعتماد نکنید.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

This rat detection method doesn't rely on specialist equipment.

این روش تشخیص موش به تجهیزات تخصصی متکی نیست.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

I hope that he hadn't his medal rely beforehand?

امیدوارم او از قبل مدالش را به دست نیاورده باشد؟

منبع: British Original Language Textbook Volume 3

Alcohol may be a medical disinfectant, but should not be relied upon to sterilize water.

الکل ممکن است یک ضدعفونی کننده پزشکی باشد، اما نباید برای ضدعفونی آب به آن اعتماد کرد.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

The movie theaters can't rely on ticket sales to stay afloat.

سینماها نمی توانند برای زنده ماندن به فروش بلیط تکیه کنند.

منبع: Popular Science Essays

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید