deranges

[ایالات متحده]/dɪˈreɪndʒɪz/
[بریتانیا]/dɪˈreɪndʒɪz/

ترجمه

v. باعث می‌شود که کسی دیوانه یا ذهنی آشفته شود
adj. دیوانه; ذهنی آشفته; آشفته

عبارات و ترکیب‌ها

deranges the mind

ذهن را مختل می‌کند

deranges the senses

حواس را مختل می‌کند

deranges one's thoughts

در افکار را به هم می‌ریزد

deranges perception

درک را مختل می‌کند

deranges the system

سیستم را مختل می‌کند

deranges behavior

رفتار را مختل می‌کند

deranges emotions

احساسات را مختل می‌کند

deranges reality

واقعیت را به هم می‌ریزد

deranges judgment

قضاوت را مختل می‌کند

deranges logic

منطق را مختل می‌کند

جملات نمونه

the loud noise deranges my ability to concentrate.

صدای بلند توانایی من را برای تمرکز مختل می‌کند.

stress can derange your mental health.

استرس می‌تواند سلامت روان شما را مختل کند.

too much caffeine can derange your sleep schedule.

مصرف بیش از حد کافئین می‌تواند برنامه خواب شما را مختل کند.

his erratic behavior deranges his friends.

رفتار غیرقابل پیش‌بینی او دوستانش را آشفته می‌کند.

changes in routine can derange your productivity.

تغییرات در برنامه روزانه می‌تواند بهره‌وری شما را مختل کند.

she felt deranged after staying up all night.

او بعد از بیدار ماندن تمام شب احساس آشفتگی کرد.

extreme weather conditions can derange transportation systems.

شرایط آب و هوایی شدید می‌تواند سیستم‌های حمل و نقل را مختل کند.

his constant interruptions derange the flow of the meeting.

وقفه های مداوم او جریان جلسه را مختل می کند.

illness can derange one's ability to think clearly.

بیماری می‌تواند توانایی یک فرد برای تفکر واضح را مختل کند.

overthinking can derange your decision-making process.

تفکر بیش از حد می‌تواند روند تصمیم گیری شما را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید