derided

[ایالات متحده]/dɪˈraɪdɪd/
[بریتانیا]/dɪˈraɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تمسخر کردن یا مسخره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

derided for

تمسخر به خاطر

derided as

تمسخر به عنوان

derided by peers

تمسخر توسط همسالان

derided publicly

تمسخر علنی

derided in media

تمسخر در رسانه ها

derided constantly

تمسخر به طور مداوم

derided unfairly

تمسخر به طور ناعادلانه

derided harshly

تمسخر به شدت

derided openly

تمسخر آشکارا

derided in silence

تمسخر در سکوت

جملات نمونه

the critics derided the film for its poor plot.

منتقدان فیلم را به دلیل طرح ضعیف آن مورد تمسخر قرار دادند.

she felt hurt when her ideas were derided by her peers.

او احساس آسیب کرد وقتی که ایده‌هایش توسط همسالانش مورد تمسخر قرار گرفت.

the politician was derided for his controversial statements.

سیاستمدان به دلیل اظهارات جنجالی‌اش مورد تمسخر قرار گرفت.

many derided the new policy as ineffective.

بسیاری از سیاست جدید به عنوان غیرموثر تمسخر کردند.

he was derided by his teammates for missing the goal.

او به دلیل از دست دادن گل توسط هم تیمی هایش مورد تمسخر قرار گرفت.

her fashion choices were derided by the media.

انتخاب های مد او توسط رسانه ها مورد تمسخر قرار گرفت.

the scientist's theory was derided by some in the academic community.

تئوری دانشمند توسط برخی از افراد در جامعه علمی مورد تمسخر قرار گرفت.

they derided his attempts to start a new trend.

آنها تلاش او برای شروع یک روند جدید را مورد تمسخر قرار دادند.

the play was derided for its lack of originality.

نمایش به دلیل فقدان اصالت آن مورد تمسخر قرار گرفت.

she was derided for her unusual taste in music.

او به دلیل سلیقه غیرمعمولش در موسیقی مورد تمسخر قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید