derided for
تمسخر به خاطر
derided as
تمسخر به عنوان
derided by peers
تمسخر توسط همسالان
derided publicly
تمسخر علنی
derided in media
تمسخر در رسانه ها
derided constantly
تمسخر به طور مداوم
derided unfairly
تمسخر به طور ناعادلانه
derided harshly
تمسخر به شدت
derided openly
تمسخر آشکارا
derided in silence
تمسخر در سکوت
the critics derided the film for its poor plot.
منتقدان فیلم را به دلیل طرح ضعیف آن مورد تمسخر قرار دادند.
she felt hurt when her ideas were derided by her peers.
او احساس آسیب کرد وقتی که ایدههایش توسط همسالانش مورد تمسخر قرار گرفت.
the politician was derided for his controversial statements.
سیاستمدان به دلیل اظهارات جنجالیاش مورد تمسخر قرار گرفت.
many derided the new policy as ineffective.
بسیاری از سیاست جدید به عنوان غیرموثر تمسخر کردند.
he was derided by his teammates for missing the goal.
او به دلیل از دست دادن گل توسط هم تیمی هایش مورد تمسخر قرار گرفت.
her fashion choices were derided by the media.
انتخاب های مد او توسط رسانه ها مورد تمسخر قرار گرفت.
the scientist's theory was derided by some in the academic community.
تئوری دانشمند توسط برخی از افراد در جامعه علمی مورد تمسخر قرار گرفت.
they derided his attempts to start a new trend.
آنها تلاش او برای شروع یک روند جدید را مورد تمسخر قرار دادند.
the play was derided for its lack of originality.
نمایش به دلیل فقدان اصالت آن مورد تمسخر قرار گرفت.
she was derided for her unusual taste in music.
او به دلیل سلیقه غیرمعمولش در موسیقی مورد تمسخر قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید