mocked

[ایالات متحده]/mɒkt/
[بریتانیا]/mɑːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی نیش زدن یا مسخره کردن؛ ناامید کردن یا تحقیر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mocked him

از او تمسخر کرد

mocked her

از او تمسخر کرد

mocked the idea

ایده را تمسخر کرد

mocked the plan

برنامه را تمسخر کرد

mocked their efforts

تلاش های آنها را تمسخر کرد

mocked the proposal

پیشنهاد را تمسخر کرد

mocked the joke

شوخی را تمسخر کرد

mocked the performance

اجرا را تمسخر کرد

mocked the statement

اظهارات را تمسخر کرد

mocked his skills

مهارت های او را تمسخر کرد

جملات نمونه

she mocked his attempt to sing.

او سعی او را برای خواندن مسخره کرد.

the comedian mocked current events in his routine.

کمدین رویدادهای جاری را در برنامه خود مسخره کرد.

they mocked the way he dressed.

آنها نحوه لباس پوشیدن او را مسخره کردند.

he felt hurt when they mocked his ideas.

وقتی ایده های او را مسخره کردند، او احساس ناراحتی کرد.

the children mocked each other during recess.

بچه ها در زمان استراحت، یکدیگر را مسخره کردند.

she mocked the movie for its unrealistic plot.

او فیلم را به دلیل طرح غیرواقعی آن مسخره کرد.

he mocked his friend's fear of spiders.

او ترس دوستش از عنکبوت ها را مسخره کرد.

the critics mocked the artist's latest work.

منتقدان آخرین اثر هنرمند را مسخره کردند.

they mocked the team's failure to win.

آنها نتوانستند شکست تیم را مسخره کنند.

she mocked his accent in a playful way.

او به روشی بازیگوشانه لهجه او را مسخره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید