mocked him
از او تمسخر کرد
mocked her
از او تمسخر کرد
mocked the idea
ایده را تمسخر کرد
mocked the plan
برنامه را تمسخر کرد
mocked their efforts
تلاش های آنها را تمسخر کرد
mocked the proposal
پیشنهاد را تمسخر کرد
mocked the joke
شوخی را تمسخر کرد
mocked the performance
اجرا را تمسخر کرد
mocked the statement
اظهارات را تمسخر کرد
mocked his skills
مهارت های او را تمسخر کرد
she mocked his attempt to sing.
او سعی او را برای خواندن مسخره کرد.
the comedian mocked current events in his routine.
کمدین رویدادهای جاری را در برنامه خود مسخره کرد.
they mocked the way he dressed.
آنها نحوه لباس پوشیدن او را مسخره کردند.
he felt hurt when they mocked his ideas.
وقتی ایده های او را مسخره کردند، او احساس ناراحتی کرد.
the children mocked each other during recess.
بچه ها در زمان استراحت، یکدیگر را مسخره کردند.
she mocked the movie for its unrealistic plot.
او فیلم را به دلیل طرح غیرواقعی آن مسخره کرد.
he mocked his friend's fear of spiders.
او ترس دوستش از عنکبوت ها را مسخره کرد.
the critics mocked the artist's latest work.
منتقدان آخرین اثر هنرمند را مسخره کردند.
they mocked the team's failure to win.
آنها نتوانستند شکست تیم را مسخره کنند.
she mocked his accent in a playful way.
او به روشی بازیگوشانه لهجه او را مسخره کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید