scorned lover
عاشق مطرود
scorned woman
زن مطرود
scorned man
مرد مطرود
scorned child
کودک مطرود
scorned friend
دوست مطرود
scorned artist
هنرمند مطرود
scorned idea
ایده مطرود
scorned proposal
پیشنهاد مطرود
scorned opinion
نظر مطرود
scorned reputation
شهرت مطرود
she felt scorned by her peers for her unconventional ideas.
او احساس میکرد که به دلیل ایدههای غیرمتعارفش از سوی همسالان مورد تحقیر قرار گرفته است.
the scorned lover wrote a heartfelt letter.
عاشق تحقیرشده نامهای از صمیم قلب نوشت.
he scorned the advice of his friends.
او نصیحت دوستانش را نادیده گرفت.
many scorned the proposal as unrealistic.
بسیاری از پیشنهادها به عنوان غیرواقعی نادیده گرفتند.
she scorned the idea of giving up her dreams.
او ایده کنار گذاشتن رویاهایش را نادیده گرفت.
he was scorned for his lack of ambition.
او به دلیل نداشتن جاه طلبی مورد تحقیر قرار گرفت.
the scorned artist found success later in life.
هنرمند تحقیرشده بعداً در زندگی به موفقیت رسید.
they scorned the traditional methods of doing business.
آنها روشهای سنتی انجام کسب و کار را نادیده گرفتند.
she scorned the critics who didn't appreciate her work.
او منتقدانی را که از کارش قدردانی نکردند، نادیده گرفت.
he scorned the idea of conforming to societal norms.
او ایده انطباق با هنجارهای جامعه را نادیده گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید