scorned

[ایالات متحده]/skɔːnd/
[بریتانیا]/skɔrnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تحقیر یا بی‌احترامی نگاه کردن؛ با بی‌احترامی رد کردن یا طرد کردن
adj. بیانگر تحقیر یا بی‌احترامی

عبارات و ترکیب‌ها

scorned lover

عاشق مطرود

scorned woman

زن مطرود

scorned man

مرد مطرود

scorned child

کودک مطرود

scorned friend

دوست مطرود

scorned artist

هنرمند مطرود

scorned idea

ایده مطرود

scorned proposal

پیشنهاد مطرود

scorned opinion

نظر مطرود

scorned reputation

شهرت مطرود

جملات نمونه

she felt scorned by her peers for her unconventional ideas.

او احساس می‌کرد که به دلیل ایده‌های غیرمتعارفش از سوی همسالان مورد تحقیر قرار گرفته است.

the scorned lover wrote a heartfelt letter.

عاشق تحقیرشده نامه‌ای از صمیم قلب نوشت.

he scorned the advice of his friends.

او نصیحت دوستانش را نادیده گرفت.

many scorned the proposal as unrealistic.

بسیاری از پیشنهادها به عنوان غیرواقعی نادیده گرفتند.

she scorned the idea of giving up her dreams.

او ایده کنار گذاشتن رویاهایش را نادیده گرفت.

he was scorned for his lack of ambition.

او به دلیل نداشتن جاه طلبی مورد تحقیر قرار گرفت.

the scorned artist found success later in life.

هنرمند تحقیرشده بعداً در زندگی به موفقیت رسید.

they scorned the traditional methods of doing business.

آنها روش‌های سنتی انجام کسب و کار را نادیده گرفتند.

she scorned the critics who didn't appreciate her work.

او منتقدانی را که از کارش قدردانی نکردند، نادیده گرفت.

he scorned the idea of conforming to societal norms.

او ایده انطباق با هنجارهای جامعه را نادیده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید