derogations

[ایالات متحده]/derə'geɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌdɛrə'ɡeʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیب، کاهش، افت

عبارات و ترکیب‌ها

derogation of duty

تخفیف وظیفه

legal derogation

تخفیف قانونی

derogation of character

تخفیف شخصیت

جملات نمونه

the derogation of women.

کاهش یا بی‌احترامی نسبت به زنان

countries assuming a derogation from EC law.

کشورهایی که ادعا می کنند از قوانین اتحادیه اروپا استثنا می شوند.

The derogation of his character was unwarranted.

کاهش شخصیت او غیرضروری بود.

She felt the derogation of her abilities by her colleagues.

او احساس کرد که همکارانش توانایی های او را کم اهمیت جلوه می دهند.

Derogation of one's reputation can have long-lasting effects.

کاهش اعتبار یک فرد می تواند اثرات طولانی مدت داشته باشد.

They engaged in derogation of each other's work.

آنها در حال تحقیر یکدیگر در مورد کارشان بودند.

The derogation of his achievements only fueled his determination.

کاهش دستاوردهای او تنها باعث افزایش مصمم بودنش شد.

Such derogation of a person's appearance is unacceptable.

چنین تحقیر ظاهر یک فرد قابل قبول نیست.

The derogation of their culture angered the community.

کاهش فرهنگ آنها باعث خشم جامعه شد.

He faced constant derogation in the workplace.

او دائماً با تحقیر در محل کار روبرو بود.

Derogation of human rights is a serious violation of ethics.

کاهش حقوق بشر یک نقض جدی اخلاق است.

The derogation of their efforts was disheartening.

کاهش تلاش های آنها ناامید کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید