praise

[ایالات متحده]/preɪz/
[بریتانیا]/preɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تحسین; تمجید; پرستش; افتخار
vt. ابراز تحسین یا تأیید برای; ستایش کردن
vi. ابراز تحسین یا تأیید; تمجید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

give praise

ابراز تمجید

receive praise

دریافت تمجید

deserve praise

استحقاق تحسین کردن

heap praise

انباشتن تمجید

sing someone's praises

تمجید کردن کسی

lavish praise

تمجید فراوان

earn praise

تمجید را بدست آوردن

praise someone's efforts

تمجید از تلاش های کسی

in praise of

در تمجید از

praise for

تمجید برای

public praise

تمجید عمومی

full of praise

پر از تمجید

song of praise

سرود تحسین

with high praise

با تمجید فراوان

beyond all praise

فراتر از هرگونه تمجید

criticism and praise

انتقاد و تحسین

جملات نمونه

Praise is a stimulant.

تعریف، یک محرک است.

praise sb.to the skies

تشویق کسی تا حد آسمان‌ها

to speak in praise of a friend

صحبت با تعریف درباره یک دوست

praise the Lord and magnify Him.

خدا را ستایش کنید و عظمت او را بزرگ کنید.

a litany of praise for the new professor.

زنجیره‌ای از تحسین برای استاد جدید

Too much praise is a burden.

تعریف بیش از حد، یک بار است.

Such lavish praise was hard to believe.

چنین تعریف و تمجید فراوان سخت بود باور کرد.

heaped praise on the rescuers.

از امدادگران قدردانی فراوان کردند.

they once heaped praise on her.

آنها زمانی از او بسیار تعریف و تمجید کردند.

the media couldn't lavish enough praise on the film.

رسانه ها نمی توانستند تعریف و تمجید زیادی از فیلم داشته باشند.

we praise God for past blessings.

ما خداوند را برای برکات گذشته مورد ستایش قرار می‌دهیم.

the audience was full of praise for the whole production.

تماشاگران برای کل تولید، پر از تعریف بودند.

lavish praises on sb.

تعریف و تمجید فراوان از کسی کردن

Everybody praised the book.

همه از کتاب تعریف کردند.

sing the praises of socialism

سرودن مدح سوسیالیسم

نمونه‌های واقعی

He has earned critical praise for his portrayal of Winston Churchill in The Darkest Hour.

او برای تصویرسازی‌اش از وینستون چرچیل در فیلم «سیاه‌ترین ساعت» تحسین‌های فراوانی به دست آورده است.

منبع: VOA Special February 2018 Collection

No creature has received more praise and abuse than the common garden snail.

هیچ موجودی بیشتر از حلزون باغی رایج مورد تحسین و سوء استفاده قرار نگرفته است.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

Conceited people never hear anything but praise.

افراد مغرور هیچ وقت چیزی جز تعریف نمی‌شنوند.

منبع: The Little Prince

Praise in public, censure in private, right?

تعریف در ملا عام، سرزنش در خفا، درسته؟

منبع: Criminal Minds Season 3

He has received ample praise for the work he did.

او برای کاری که انجام داده بود، تحسین فراوان به دست آورده است.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Matthew was particularly praised for his acting.

متئو به‌ویژه برای بازیگری‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

Even a few dogs liked the praise more.

حتی چند سگ بیشتر از تعریف خوشحال شدند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

Permit me to echo your praise, Your Highness.

اجازه دهید از شما، والاحضرت، تحسین شما را تکرار کنم.

منبع: Mulan 2

Being fond on praise, which makes your praises worse.

علاقه به تعریف داشتن، که باعث می‌شود تعریف‌های شما بدتر شود.

منبع: The complete original version of the sonnet.

Amir sings the praises of people with secure attachments.

امیر از افراد با پیوند‌های ایمن تعریف می‌کند.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American March 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید