give praise
ابراز تمجید
receive praise
دریافت تمجید
deserve praise
استحقاق تحسین کردن
heap praise
انباشتن تمجید
sing someone's praises
تمجید کردن کسی
lavish praise
تمجید فراوان
earn praise
تمجید را بدست آوردن
praise someone's efforts
تمجید از تلاش های کسی
in praise of
در تمجید از
praise for
تمجید برای
public praise
تمجید عمومی
full of praise
پر از تمجید
song of praise
سرود تحسین
with high praise
با تمجید فراوان
beyond all praise
فراتر از هرگونه تمجید
criticism and praise
انتقاد و تحسین
Praise is a stimulant.
تعریف، یک محرک است.
praise sb.to the skies
تشویق کسی تا حد آسمانها
to speak in praise of a friend
صحبت با تعریف درباره یک دوست
praise the Lord and magnify Him.
خدا را ستایش کنید و عظمت او را بزرگ کنید.
a litany of praise for the new professor.
زنجیرهای از تحسین برای استاد جدید
Too much praise is a burden.
تعریف بیش از حد، یک بار است.
Such lavish praise was hard to believe.
چنین تعریف و تمجید فراوان سخت بود باور کرد.
heaped praise on the rescuers.
از امدادگران قدردانی فراوان کردند.
they once heaped praise on her.
آنها زمانی از او بسیار تعریف و تمجید کردند.
the media couldn't lavish enough praise on the film.
رسانه ها نمی توانستند تعریف و تمجید زیادی از فیلم داشته باشند.
we praise God for past blessings.
ما خداوند را برای برکات گذشته مورد ستایش قرار میدهیم.
the audience was full of praise for the whole production.
تماشاگران برای کل تولید، پر از تعریف بودند.
lavish praises on sb.
تعریف و تمجید فراوان از کسی کردن
Everybody praised the book.
همه از کتاب تعریف کردند.
sing the praises of socialism
سرودن مدح سوسیالیسم
He has earned critical praise for his portrayal of Winston Churchill in The Darkest Hour.
او برای تصویرسازیاش از وینستون چرچیل در فیلم «سیاهترین ساعت» تحسینهای فراوانی به دست آورده است.
منبع: VOA Special February 2018 CollectionNo creature has received more praise and abuse than the common garden snail.
هیچ موجودی بیشتر از حلزون باغی رایج مورد تحسین و سوء استفاده قرار نگرفته است.
منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)Conceited people never hear anything but praise.
افراد مغرور هیچ وقت چیزی جز تعریف نمیشنوند.
منبع: The Little PrincePraise in public, censure in private, right?
تعریف در ملا عام، سرزنش در خفا، درسته؟
منبع: Criminal Minds Season 3He has received ample praise for the work he did.
او برای کاری که انجام داده بود، تحسین فراوان به دست آورده است.
منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.Matthew was particularly praised for his acting.
متئو بهویژه برای بازیگریاش مورد تحسین قرار گرفت.
منبع: Chronicle of Contemporary CelebritiesEven a few dogs liked the praise more.
حتی چند سگ بیشتر از تعریف خوشحال شدند.
منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019Permit me to echo your praise, Your Highness.
اجازه دهید از شما، والاحضرت، تحسین شما را تکرار کنم.
منبع: Mulan 2Being fond on praise, which makes your praises worse.
علاقه به تعریف داشتن، که باعث میشود تعریفهای شما بدتر شود.
منبع: The complete original version of the sonnet.Amir sings the praises of people with secure attachments.
امیر از افراد با پیوندهای ایمن تعریف میکند.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American March 2023 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید