devalue

[ایالات متحده]/diː'væljuː/
[بریتانیا]/ˌdi'vælju/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. کاهش ارزش چیزی
vt. کوچک شمردن؛ با بی احترامی رفتار کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

devalue currency

کاهش ارزش پول

devalue assets

کاهش ارزش دارایی‌ها

جملات نمونه

It's unfair to devalue anyone's work unjustly.

بی‌ارزش جلوه دادن کار هر کسی به ناحق غیرمنصفانه است.

I resent the way people seem to devalue my achievement.

من از نحوه ای که مردم به نظر می رسد دستاورد من را بی‌ارزش جلوه می دهند، ناراضغ هستم.

the dinar was devalued by 20 per cent.

دینار 20 درصد بی‌ارزش شد.

The Cambodian currency was effectively devalued by 25 per cent.

ارز کامبوجیا به طور موثر 25 درصد بی‌ارزش شد.

The French government has devalued the franc by 20 percent.

دولت فرانسه فرانک را 20 درصد بی‌ارزش کرده است.

Therefore, it will eventually be nece ary to upvalue the undervalued currency and/or to devalue the overvalued one.

بنابراین، در نهایت لازم خواهد بود که ارز ارزان‌شده را ارتقا داده یا ارز بیش‌ارزش را بی‌ارزش کنند.

In the face of a severe crisis relating to international reserves, the government devalued the currency twice.

در مواجهه با بحران شدید مربوط به ذخایر ارزی، دولت دو بار ارز را بی‌ارزش کرد.

نمونه‌های واقعی

They blamed soaring inflation for devalue in the average salaries.

آنها مقصر دانستند تورم سر به آسمان کشیده را برای کاهش ارزش در حقوق متوسط.

منبع: BBC Listening Collection October 2019

So yes, they are getting devalued and probably rightly so.

بله، آنها در حال کاهش ارزش هستند و احتمالاً به حق.

منبع: Connection Magazine

As degrees became universal, they became devalued.

همانطور که مدارک دانشگاهی فراگیر شدند، آنها کاهش ارزش یافتند.

منبع: 2022 Graduate School Entrance Examination English Reading Actual Questions

It devalues Venezuela's bolivar by 96 percent.

این باعث کاهش 96 درصدی ارزش بولیوار ونزوئلا می شود.

منبع: PBS English News

She told me I was beautiful, and she never devalued herself.

به من گفت زیبا هستم و هرگز ارزش خود را کاهش نداد.

منبع: TEDx

It was on a whole other level on devaluing his orders.

این در سطح دیگری برای کاهش ارزش سفارشات او بود.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Because, hey, if we're all living in ourselves and mistaking it for life, then we're devaluing and desensitizing life.

زیرا، خب، اگر همه ما در درون خودمان زندگی کنیم و آن را با زندگی اشتباه بگیریم، در حال کاهش ارزش و بی حس کردن زندگی هستیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

But now there's too much carbon, and that " currency" is being devalued.

اما اکنون مقدار زیادی کربن وجود دارد و آن "ارز" در حال کاهش ارزش است.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

It would just devalue the entire thing if I tried to top it now.

اگر الان سعی کنم آن را برتر کنم، کل آن چیز بی‌ارزش خواهد شد.

منبع: CNN 10 Student English March 2021 Collection

At this point, citizens, old fears of devalued paper currency had calmed, and the dollar bill was born.

در این مرحله، شهروندان، ترس‌های قدیمی از ارز کاغذی بی‌ارزش فروکش کرده بود و اسکناس دلار متولد شد.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید