machine

[ایالات متحده]/məˈʃiːn/
[بریتانیا]/məˈʃiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه مکانیکی؛ شخصی که یک ماشین را اداره می‌کند؛ سازمان
vt. تولید کردن با استفاده از یک ماشین

عبارات و ترکیب‌ها

washing machine

ماشین لباسشویی

vending machine

دستگاه فروش خودکار

sewing machine

چرخ خیاطی

coffee machine

دستگاه قهوه ساز

slot machine

ماشین اسلات

جملات نمونه

The machine is down.

دستگاه از کار افتاده است.

the machine of government

ماشین دولت

machine repairs; machine politics.

تعمیرات ماشین؛ سیاست ماشین

The trouble is in the machine itself.

مشکل در خود دستگاه است.

to set a machine in motion

برای به حرکت درآوردن یک ماشین

This machine is of bad design.

این دستگاه دارای طراحی نامناسب است.

Take a machine apart.

یک ماشین را جدا کنید.

The machine kept running.

دستگاه به کار خود ادامه داد.

This old machine is shot.

این ماشین قدیمی خراب شده است.

a machine in going order.

یک ماشین در حال کارکرد

in the far distance a machine droned.

در دوردست، ماشینی زمزمه می‌کرد.

a burst of machine-gun fire.

یک موج آتش مسلسل.

man and machine in perfect harmony.

انسان و ماشین در هماهنگی کامل.

a machine which was a miracle of design.

ماشینی که یک معجزه طراحی بود.

a machine-gun style of speaking.

سبک صحبت کردن مانند مسلسل.

This machine is made in China .

این دستگاه در چین ساخته شده است.

نمونه‌های واقعی

There's a vending machine in the lobby.

یک دستگاه خودپردازی در لابی وجود دارد.

منبع: Modern Family - Season 07

Destroying the machines that are coming for our jobs would be nuts.

از بین بردن ماشین‌هایی که برای به دست گرفتن شغل‌های ما می‌آیند، دیوانه‌کننده خواهد بود.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

The specific one is that Labour's propaganda machine is not working.

نکته خاص این است که ماشین تبلیغاتی حزب کارگر کار نمی‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

A robot is a machine that works automatically.

یک ربات ماشینی است که به طور خودکار کار می‌کند.

منبع: Recite for the King Volume 2 (All 70 Lessons)

How about one of those voice distorting machines?

در مورد یکی از آن دستگاه‌های تغییر صدا چه می‌نویسید؟

منبع: 2 Broke Girls Season 4

" Simply fabulous, " he whispered, indicating the automatic ticket machines, " Wonderfully ingenious."

«فوق العاده زیبا،» او زمزمه کرد، اشاره به دستگاه های بلیط اتوماتیک، «به طرز شگفت انگیزی باهوش.»

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

You'd end up with a perpetual motion machine for gene editing.

شما در نهایت با یک ماشین دائمی برای ویرایش ژن مواجه خواهید شد.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 Collection

A ventilator is a machine that helps a patient breathe.

دستگاه تنفس مصنوعی ماشینی است که به بیمار کمک می کند تا نفس بکشد.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

I bought the washing machine in instalments.

من ماشین لباسشویی را به صورت اقساطی خریدم.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Do you think I'm a machine, without feelings?

فکر می کنید من یک ماشینم، بدون احساسات؟

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید