diner

[ایالات متحده]/ˈdaɪnə(r)/
[بریتانیا]/ˈdaɪnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در حال صرف غذاست \n رستوران کوچک کنار جاده \n یک مؤسسه صرف غذا غیررسمی به شکل واگن قطار

عبارات و ترکیب‌ها

diner menu

منوی غذا

local diner

سالم‌خوری محلی

diner food

غذاهای سالام‌خوری

جملات نمونه

we hit a diner for coffee and doughnuts.

ما برای قهوه و دونات به یک غذاخوری رفتیم.

roadside diners; roadside stops.

رستوران‌ها و مکان‌های کنار جاده

diners certainly cannot complain about the generosity of portions.

رستوران‌گردها قطعاً نمی‌توانند در مورد سخاوت وعده‌های غذایی شکایت کنند.

midnight diners enjoying the meal after the theater.

رستوران‌گردانی که از صرف غذا بعد از تئاتر لذت می‌برند.

The new diner needs another short-order cook.

رستوران جدید به یک آشپز سریع نیاز دارد.

The diners were perfectly satisfied with the meal.See Usage Note at perfect

رستوران‌گردها کاملاً از غذا راضی بودند. به یادداشت استفاده در کلمه کامل مراجعه کنید.

The menu ranges from starters like Smoked Haddock Brandade or Salad to Paupiette of Salmon or Whole Bones Poussin for main courses, or straight burgers for the more down-to-earth diners.

منوی غذا از پیش‌غذاهایی مانند براندی هادوک دودی یا سالاد تا پائوپیتت سالمون یا پوسین استخوان کامل برای دورهای اصلی، یا همبرگرهای ساده برای کسانی که به زمین بیشتر نزدیک هستند، متغیر است.

نمونه‌های واقعی

What about that time we discovered that sweet diner?

چه حسی بود وقتی آن رستوران دوست‌داشتنی را کشف کردیم؟

منبع: Movie trailer screening room

If you said The Diner's Club, put your hands up.

اگر گفتید کلوب داینر، دست‌هایتان را بالا ببرید.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

The painting shows four people in an eating-place called a diner late at night.

در نقاشی، چهار نفر در یک مکان غذا خوردن به نام داینر در اواخر شب نشانانده شده اند.

منبع: VOA Special May 2019 Collection

Last year a Virginia sushi bar banned all diners under 18.

سال گذشته، یک بار سوشی در ویرجینیا، همه مشتریان زیر 18 سال را ممنوع کرد.

منبع: The Economist (Summary)

Resplendently gazing back at the would-be diner.

با نگاهی خیره کننده به مشتری بالقوه.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

Despite the error, the diners loved them.

با وجود اشتباه، مشتریان عاشق آنها بودند.

منبع: The Economist (Summary)

Plant-based proteins are increasingly popular with diners.

پروتئین های گیاهی به طور فزاینده ای در بین مشتریان محبوب هستند.

منبع: The Economist - Business

His canteen prioritizes elderly diners from 10: 30-11: 30am and 4: 30-5: 30pm.

سفره خانه او اولویت را به مشتریان مسن از ساعت 10:30 تا 11:30 صبح و 4:30 تا 5:30 بعد از ظهر می دهد.

منبع: Intermediate English short passage

One diner tests positive for coronavirus.

یک مشتری به ویروس کرونا مثبت شده است.

منبع: CNN 10 Student English December 2020 Collection

Balancing the needs of diners, cooks and couriers is fiendishly complicated.

متعادل کردن نیازهای مشتریان، آشپزها و پیک ها بسیار پیچیده است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید