dingy

[ایالات متحده]/ˈdɪndʒi/
[بریتانیا]/ˈdɪndʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کدر، کثیف، کسل کننده.

عبارات و ترکیب‌ها

dingy room

اتاق کثیف

dingy alleyway

پس‌کوچه‌ی کثیف

dingy clothes

لباس‌های کثیف

dingy appearance

ظاهر کثیف

جملات نمونه

The dingy room was lit only by a small, flickering candle.

اتاق کثیف و دلگیر تنها با یک شمع کوچک و چشمک‌زن روشن شده بود.

She refused to stay in the dingy motel and opted for a more upscale hotel.

او از اقامت در هتل کثیف امتناع کرد و به جای آن هتلی بهتر و لوکس‌تر را انتخاب کرد.

The dingy alleyway was filled with trash and graffiti.

پس‌کوچه‌ی کثیف پر از زباله و نقاشی‌های دیواری بود.

The dingy old warehouse was the perfect setting for the horror movie.

انبارهای قدیمی کثیف، مکان مناسبی برای فیلم ترسناک بود.

After a long day of hiking, they were relieved to leave the dingy trail and reach the campsite.

بعد از یک روز طولانی پیاده‌روی، آن‌ها از خروج از مسیر کثیف و رسیدن به کمپ بسیار خوشحال شدند.

The dingy windows of the abandoned house were covered in dust and grime.

پنجره‌های کثیف خانه‌ی متروکه با گرد و غبار و کثیفی پوشیده شده بودند.

He couldn't stand the dingy smell of the old carpet in the room.

او نمی‌توانست از بوی کثیف فرش قدیمی در اتاق تحمل کند.

Despite its dingy appearance, the vintage car was a prized possession for the collector.

با وجود ظاهر کثیفش، ماشین کلاسیک یک دارایی ارزشمند برای کلکسیونر بود.

The dingy bar was a popular hangout spot for locals.

بار کثیف یک مکان محبوب برای دورهمی محلی‌ها بود.

She scrubbed the dingy dishes until they sparkled.

او بشقاب‌های کثیف را تا زمانی که برق می‌زدند، تمیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید