dithered

[ایالات متحده]/ˈdɪðəd/
[بریتانیا]/ˈdɪðərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لرزان یا لرزنده
v. بی‌تصمیم یا نامطمئن بودن (زمان گذشته و قسمت گذشته dither)

عبارات و ترکیب‌ها

dithered decision

تصمیم مردود

dithered response

پاسخ مردود

dithered actions

اقدامات مردود

dithered plans

برنامه‌های مردود

dithered moment

لحظه مردود

dithered choice

انتخاب مردود

dithered thoughts

افکار مردود

dithered opinion

نظر مردود

dithered stance

موضع مردود

dithered feelings

احساسات مردود

جملات نمونه

she dithered over which dress to wear to the party.

او در مورد اینکه چه لباسی بپوشد به مهمانی مردد بود.

he dithered before making a decision about the job offer.

او قبل از تصمیم گیری در مورد پیشنهاد شغلی مردد بود.

they dithered during the meeting, unable to reach a consensus.

آنها در طول جلسه مردد بودند و نتوانستند به توافق برسند.

after dithered discussions, they finally chose a restaurant.

پس از بحث های مردد، آنها سرانجام یک رستوران انتخاب کردند.

she dithered between two job offers for weeks.

او برای هفته ها بین دو پیشنهاد شغلی مردد بود.

he dithered at the crossroads, unsure of which path to take.

او در چهارراه مردد بود و نمی دانست کدام مسیر را طی کند.

they dithered about their travel plans, worried about the weather.

آنها در مورد برنامه های سفر خود مردد بودند و نگران هوا بودند.

she dithered before signing the contract, fearing hidden clauses.

او قبل از امضای قرارداد مردد بود و از بندهای پنهان می ترسید.

he dithered when asked to give a speech, feeling unprepared.

او وقتی از او خواسته شد سخنرانی کند مردد بود و احساس آمادگی نداشت.

they dithered over the budget, trying to find a compromise.

آنها در مورد بودجه مردد بودند و سعی کردند به توافقی برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید