dithered decision
تصمیم مردود
dithered response
پاسخ مردود
dithered actions
اقدامات مردود
dithered plans
برنامههای مردود
dithered moment
لحظه مردود
dithered choice
انتخاب مردود
dithered thoughts
افکار مردود
dithered opinion
نظر مردود
dithered stance
موضع مردود
dithered feelings
احساسات مردود
she dithered over which dress to wear to the party.
او در مورد اینکه چه لباسی بپوشد به مهمانی مردد بود.
he dithered before making a decision about the job offer.
او قبل از تصمیم گیری در مورد پیشنهاد شغلی مردد بود.
they dithered during the meeting, unable to reach a consensus.
آنها در طول جلسه مردد بودند و نتوانستند به توافق برسند.
after dithered discussions, they finally chose a restaurant.
پس از بحث های مردد، آنها سرانجام یک رستوران انتخاب کردند.
she dithered between two job offers for weeks.
او برای هفته ها بین دو پیشنهاد شغلی مردد بود.
he dithered at the crossroads, unsure of which path to take.
او در چهارراه مردد بود و نمی دانست کدام مسیر را طی کند.
they dithered about their travel plans, worried about the weather.
آنها در مورد برنامه های سفر خود مردد بودند و نگران هوا بودند.
she dithered before signing the contract, fearing hidden clauses.
او قبل از امضای قرارداد مردد بود و از بندهای پنهان می ترسید.
he dithered when asked to give a speech, feeling unprepared.
او وقتی از او خواسته شد سخنرانی کند مردد بود و احساس آمادگی نداشت.
they dithered over the budget, trying to find a compromise.
آنها در مورد بودجه مردد بودند و سعی کردند به توافقی برسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید