stuttered

[ایالات متحده]/ˈstʌtəd/
[بریتانیا]/ˈstʌtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با مشکل صحبت کردن، تکرار صداها؛ به طور ناپایدار حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he stuttered badly

او به شدت لکنت داشت

she stuttered nervously

او با اضطراب لکنت داشت

they stuttered together

آنها با هم لکنت داشتند

stuttered in fear

از ترس لکنت کرد

stuttered during speech

در حین صحبت کردن لکنت کرد

stuttered his words

او کلماتش را با لکنت بیان کرد

stuttered out loud

با صدای بلند لکنت کرد

stuttered with excitement

با هیجان لکنت کرد

stuttered in surprise

با تعجب لکنت کرد

he stuttered softly

او به آرامی لکنت داشت

جملات نمونه

he stuttered when he tried to speak in front of the class.

او هنگام تلاش برای صحبت در مقابل کلاس، لکنت داشت.

she stuttered during the interview, making her feel nervous.

او در طول مصاحبه لکنت داشت که باعث شد احساس اضطراب کند.

the child stuttered as he recited his poem.

کودک هنگام تلاوت شعرش لکنت داشت.

he stuttered out a few words before he could continue.

او قبل از اینکه بتواند ادامه دهد، چند کلمه با لکنت گفت.

despite his stutter, he confidently shared his ideas.

با وجود لکنتش، او با اعتماد به نفس ایده‌های خود را به اشتراک گذاشت.

she stuttered slightly when excited, but it was endearing.

او هنگام هیجان زده شدن کمی لکنت داشت، اما دوست داشتنی بود.

he stuttered as he tried to explain the complex topic.

او هنگام تلاش برای توضیح موضوع پیچیده، لکنت داشت.

the teacher was patient when the student stuttered.

وقتی دانش آموز لکنت داشت، معلم صبور بود.

after practicing, he no longer stuttered during presentations.

پس از تمرین، دیگر در طول ارائه لکنت نداشت.

she stuttered out an apology, feeling embarrassed.

او با لکنت عذرخواهی کرد و احساس شرمندگی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید