he stuttered badly
او به شدت لکنت داشت
she stuttered nervously
او با اضطراب لکنت داشت
they stuttered together
آنها با هم لکنت داشتند
stuttered in fear
از ترس لکنت کرد
stuttered during speech
در حین صحبت کردن لکنت کرد
stuttered his words
او کلماتش را با لکنت بیان کرد
stuttered out loud
با صدای بلند لکنت کرد
stuttered with excitement
با هیجان لکنت کرد
stuttered in surprise
با تعجب لکنت کرد
he stuttered softly
او به آرامی لکنت داشت
he stuttered when he tried to speak in front of the class.
او هنگام تلاش برای صحبت در مقابل کلاس، لکنت داشت.
she stuttered during the interview, making her feel nervous.
او در طول مصاحبه لکنت داشت که باعث شد احساس اضطراب کند.
the child stuttered as he recited his poem.
کودک هنگام تلاوت شعرش لکنت داشت.
he stuttered out a few words before he could continue.
او قبل از اینکه بتواند ادامه دهد، چند کلمه با لکنت گفت.
despite his stutter, he confidently shared his ideas.
با وجود لکنتش، او با اعتماد به نفس ایدههای خود را به اشتراک گذاشت.
she stuttered slightly when excited, but it was endearing.
او هنگام هیجان زده شدن کمی لکنت داشت، اما دوست داشتنی بود.
he stuttered as he tried to explain the complex topic.
او هنگام تلاش برای توضیح موضوع پیچیده، لکنت داشت.
the teacher was patient when the student stuttered.
وقتی دانش آموز لکنت داشت، معلم صبور بود.
after practicing, he no longer stuttered during presentations.
پس از تمرین، دیگر در طول ارائه لکنت نداشت.
she stuttered out an apology, feeling embarrassed.
او با لکنت عذرخواهی کرد و احساس شرمندگی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید