ding dong
دینگ دونگ
dongle
دونگل
ding-dong ditch
گودال زنگوله
dongle key
کلید دونگل
bell dong
زنگ دونگ
dong sound
صدای دونگ
She heard a loud dong coming from the clock tower.
او صدای بلند "دونگ" را از برج ساعت شنید.
The old door made a creaking dong as it swung open.
در قدیمی با باز شدن آن صدای "دونگ" ساییده ای ایجاد کرد.
The dong of the church bells filled the village with a sense of peace.
صدای زنگ های کلیسا، روستا را با حس آرامش پر کرد.
He hit the gong with a dong to signal the start of the ceremony.
او برای اعلام شروع مراسم، گونگ را با صدای "دونگ" زد.
The dong of the grandfather clock echoed through the empty house.
صدای ساعت پدربزرگ در خانه خالی طنین انداز شد.
The dong of the hammer hitting the metal echoed in the workshop.
صدای چکش که به فلز برخورد می کرد در کارگاه طنین انداز شد.
The loud dong of the gong marked the end of the performance.
صدای بلند "دونگ" گونگ، پایان اجرا را نشان داد.
She felt a pang of nostalgia at the familiar dong of the ice cream truck.
او با شنیدن صدای آشنای کامیون بستنی، احساس دلتنگی کرد.
The dong of the bell signaled the start of the school day.
صدای زنگ، شروع روز مدرسه را نشان داد.
The dong of the wind chimes created a soothing atmosphere in the garden.
صدای وزنه های بادی، فضایی آرامش بخش در باغ ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید