douses fire
خاموش کردن آتش
douses flames
خاموش کردن شعله
douses light
خاموش کردن نور
douses passion
خاموش کردن اشتیاق
douses thirst
خاموش کردن تشنگی
douses anger
خاموش کردن خشم
douses spark
خاموش کردن جرقه
douses hope
خاموش کردن امید
douses excitement
خاموش کردن هیجان
douses urge
خاموش کردن وسوسه
the firefighter douses the flames with water.
آتشنشان شعلهها را با آب خاموش میکند.
she douses her hair with conditioner after washing.
او بعد از شستشو موهای خود را با نرمکننده خیس میکند.
the rain douses the campfire, making it safe.
باران آتشسوزی را خاموش میکند و آن را ایمن میکند.
he douses his food in hot sauce for extra flavor.
او برای طعم بیشتر غذای خود را در سس تند خیس میکند.
the gardener douses the plants with water during the heat.
باغبانی در طول گرما گیاهان را با آب خیس میکند.
she douses the fire with a blanket to smother it.
او آتش را با یک پتو خاموش میکند تا آن را خفه کند.
the athlete douses himself with water after the race.
ورزشکار بعد از مسابقه خود را با آب خیس میکند.
the chef douses the dish with olive oil for richness.
آشپز برای غنای طعم غذا را با روغن زیتون خیس میکند.
the storm douses the outdoor party, forcing everyone inside.
طوفان مهمانی فضای باز را خیس میکند و همه را مجبور به رفتن به داخل میکند.
the teacher douses the classroom with enthusiasm during lessons.
معلم کلاس درس را در طول کلاس با اشتیاق خیس میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید