ignites

[ایالات متحده]/ɪɡˈnaɪts/
[بریتانیا]/ɪɡˈnaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آتش می‌زند; باعث می‌شود که بسوزد

عبارات و ترکیب‌ها

ignites passion

ایجاد اشتیاق

ignites curiosity

ایجاد کنجکاوی

ignites change

ایجاد تغییر

ignites creativity

ایجاد خلاقیت

ignites interest

ایجاد علاقه

ignites innovation

ایجاد نوآوری

ignites energy

ایجاد انرژی

ignites hope

ایجاد امید

ignites excitement

ایجاد هیجان

جملات نمونه

the campfire ignites a sense of adventure among the campers.

شعله‌ور شدن آتش کمپ، حس ماجراجویی را در میان کمپ‌گذاران برمی‌انگیزد.

her speech ignites passion in the hearts of the audience.

سخنرانی او شور و اشتیاق را در دل‌های مخاطبان برمی‌انگیزد.

the new policy ignites a debate on environmental issues.

سیاست جدید بحثی را در مورد مسائل زیست‌محیطی برمی‌انگیزد.

music often ignites memories of the past.

اغراقاً موسیقی خاطرات گذشته را زنده می‌کند.

the artist's work ignites creativity in young minds.

آثار هنرمند خلاقیت را در ذهن جوانان برمی‌انگیزد.

his enthusiasm ignites the team's motivation to succeed.

اشتیاق او انگیزه تیم را برای موفقیت برمی‌انگیزد.

the movie ignites a conversation about social justice.

فیلم بحثی را در مورد عدالت اجتماعی آغاز می‌کند.

the experiment ignites interest in scientific research.

آزمایش علاقه به تحقیقات علمی را برمی‌انگیزد.

her kindness ignites a ripple effect of goodwill.

مهربانی او یک اثر مخربی از خیرخواهی را ایجاد می‌کند.

the challenge ignites a competitive spirit among the players.

چالش روحیه رقابتی را در میان بازیکنان برمی‌انگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید