dripping

[ایالات متحده]/'drɪpɪŋ/
[بریتانیا]/'drɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مایع که به صورت قطرات می‌ریزد، به‌ویژه قطرات روغن.

عبارات و ترکیب‌ها

water dripping

چکیدن آب

slowly dripping

به آرامی چکه کردن

dripping faucet

شیر آب چکه کننده

dripping sound

صدای چکه کردن

drip irrigation

آبیاری قطره‌ای

intravenous drip

مانتقی

drip from

چکیدن از

drip with

چکیدن با

water drip

چکه آب

drip coffee

قهوه دمی

جملات نمونه

a voice dripping with sweetness

صدایی که با شیرینی می‌چکید

the women were dripping with gold and diamonds.

زنان با طلا و الماس می‌چکیدند.

The rain was dripping from the trees.

باران از درختان می‌چکید.

His hand was dripping blood.

دستش خون می‌چکید.

Water is dripping from the roof.

آب از سقف می‌چکد.

The woman was dripping with expensive jewels.

زن با جواهرات گران‌قیمت می‌چکید.

his hands were dripping with blood.

دست‌هایش با خون می‌چکید.

the candle was dripping wax down one side.

شمع در یک طرف موم می‌چکاند.

you're dripping around like some lovesick teenager.

شما مثل یک نوجوان دل‌گرفته در حال چرخیدن هستید.

Water is dripping from that leaky faucet.

آب از آن شیر آب چکه می‌کند.

an umbrella that is dripping all over the floor.

چتری که روی زمین می‌چکد.

a brush dripping paint; a speech that dripped invective.

برسشی که رنگ می‌چکاند؛ سخنانی که با طعنه و کنایه همراه بود.

The drizzle is penetrating the plane tress, trickling by drippings in the evenfall.

ناباران به درختان نفوذ می‌کند و در هنگام غروب، به آرامی می‌چکد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید