flowing river
رودخانه جاری
flowing water
آب جاری
flowing hair
موهای روان
flowing dress
لباس روان
flowing pressure
فشار روان
flowing well
چاه روان
flowing concrete
بتن روان
a flowing prose style.
سبک نثر روان.
an easy flowing style
سبکی روان و آسان.
coffers flowing with treasure.
گنجانههای پر از گنج.
the flowing curves of the lawn.
منحنی های روان چمنزار
flowing blonde hair that was constantly in motion.
موهای بلوند و روان که دائماً در حال حرکت بود.
a wig flowing in mazy ringlets
یک کلاه با حلقه های پیچ در پیچ
sail with a flowing sheet
بادبان با یک پارچه روان
It was a party flowing with the best champagne.
این یک مهمانی بود که با بهترین شامپاین پر شده بود.
Her heart was flowing with happiness.
قلبش سرشار از شادی بود.
wheat flowing into the bin; traffic flowing through the tunnel.
گندم که به سطل می ریزد؛ ترافیک که از طریق تونل عبور می کند.
trees flowing thin sap.
درختان با شیره رقیق جریان دارند.
from Leipzig to Dresden, with the gentle Elbe flowing between.
از لایپزیگ تا درسدن، با رودخانه البه آرام که در میان آنها جریان دارد.
these designs employ flowing, curvilinear forms.
این طرحها از فرمهای روان و منحنی خطی استفاده میکنند.
the effigy is notable for its flowing drapery.
مجسمه به خاطر درپوشهای شناور خود قابل توجه است.
the firm is hoping the orders will keep flowing in .
شرکت امیدوار است سفارش ها به جریان خود ادامه دهند.
a long flowing gown of lavender silk.
یک لباس بلند و روان از ابریشم یاسی.
flowing locks and a long white beard.
موهای روان و یک ریش بلند سفید.
currents flowing in opposite directions .
جریاناتی که در جهت مخالف جریان دارند.
an optical fibre senses a current flowing in a conductor.
یک فیبر نوری جریان عبوری در یک رسانا را حس می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید