sopping wet
کاملا خیس
sopping bread
نان خیس
She came in from the rain, sopping wet.
او از باران در حالی که غرق در آب بود وارد شد.
He handed her a sopping towel.
او یک حوله خیس و غرق در آب به او داد.
The sopping clothes needed to be wrung out before drying.
لباسهای خیس و غرق در آب قبل از خشک کردن باید آبگیری شوند.
The sopping sponge soaked up all the spilled water.
اسفنج خیس و غرق در آب تمام آب ریخته شده را جذب کرد.
She was sopping up the spilled milk with a cloth.
او با یک پارچه در حال جذب شیر ریخته شده بود.
The sopping raincoat dripped water on the floor.
بارانی خیس و غرق در آب، آبی روی زمین میریخت.
He wrung out the sopping mop before continuing to clean.
او قبل از ادامه تمیز کردن، آب گوش پاکی خیس و غرق در آب را گرفت.
The sopping wet umbrella left a puddle on the floor.
چتر خیس و غرق در آب، یک لکه روی زمین ایجاد کرد.
The sopping bread soaked up the soup quickly.
نان خیس و غرق در آب سوپ را به سرعت جذب کرد.
She squeezed the sopping cloth over the sink.
او پارچه خیس و غرق در آب را روی سینک فشار داد.
But I-I can't yell at her because she's a sopping mess.
اما نمیتوانم به او فریاد بزنم چون او یک دست و پا چولهای است.
منبع: Modern Family - Season 07Fern's sneakers were sopping by the time she caught up with her father.
تا زمانی که پدرش را پیدا کرد، کفشهای ورزشی فرن خیس و چولهای بودند.
منبع: Charlotte's WebEmerging, from his goblet, coughing, sopping wet but still grinning, he saw something calculated to raise his spirits even higher.
با بیرون آمدن از جامش، سرفه کرد، خیس و چولهای اما هنوز با لبخند، او چیزی را دید که محاسبه شده بود تا روحیه او را حتی بیشتر بالا ببرد.
منبع: Harry Potter and the Half-Blood PrinceThis was clean, potable water, not something already cast away in a sopping towel.
این آب تمیز و قابل آشامیدن بود، نه چیزی که قبلاً در یک حوله خیس و چولهای انداخته شده باشد.
منبع: "Dune" audiobook“Don't ask me, ” Myrtle shouted, emerging with a wave of yet more water, which splashed onto the already sopping floor.
«از من نپرس،» میرتل فریاد زد، با موجی از آب بیشتر بیرون آمد که روی کف خیس و چولهای پاشیده شد.
منبع: Harry Potter and the Chamber of SecretsAerobic organisms, which can use oxygen for energy, started sopping up some of the excess gas in the atmosphere.
موجودات هوازی، که میتوانند از اکسیژن برای انرژی استفاده کنند، شروع به جذب برخی از گازهای اضافی در جو کردند.
منبع: TED-Ed (video version)Winky did stop crying, but when she sat up she was glaring at Hermione through her massive brown eyes, her whole face sopping wet and suddenly furious.
وینکی دیگر گریه نکرد، اما وقتی نشست سرش را با چشمان قهوهای بزرگش به سمت هرمیون اخم کرد، کل صورتش خیس و چولهای و ناگهان عصبانی بود.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireI had been so nervous that I had dropped some of his lunch down his lap and was now trying in vain to mop it up, so that a good patch of his trousers was sopping wet.
من آنقدر عصبی بودم که مقداری از غذایش را روی دامنش انداخته بودم و اکنون به طور بیهوده سعی داشتم آن را پاک کنم، به طوری که یک قسمت خوب از شلوارهای او خیس و چولهای بود.
منبع: Me Before Youلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید