droll

[ایالات متحده]/drəʊl/
[بریتانیا]/droʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طرز عجیب و خنده‌دار
n. عجیب بودن یا خنده‌داری
adv. به طرز عجیب و خنده‌دار

جملات نمونه

his unique brand of droll self-mockery.

طنز خاص و منحصر به فرد او در مورد خود.

his unique brand of droll self-mockery had his audiences in stitches. .

طنز خاص و منحصر به فرد او در مورد خود باعث شد مخاطبانش از خنده بغل بیایند.

His droll sense of humor always lightens the mood.

حس شوخ طبعی طنزآلود او همیشه فضا را تلطیف می‌کند.

She couldn't help but laugh at his droll antics.

او نمی‌توانست جلوی خنده به اداهای طنزآلود او را بگیرد.

The comedian's droll delivery had the audience in stitches.

روش طنزآلود اجرا توسط کمدین باعث شد مخاطبان از خنده بغل بیایند.

His droll comments always bring a smile to my face.

نظرات طنزآلود او همیشه لبخند را به لبم می‌آورد.

The movie had a droll plot that kept me entertained.

فیلم دارای طرحی طنزآلود بود که من را سرگرم نگه داشت.

She has a droll way of telling stories that captivates everyone.

او روش طنزآلود جالبی در تعریف داستان دارد که همه را مجذوب خود می‌کند.

The droll cartoon characters made the show enjoyable for both kids and adults.

شخصیت‌های کارتونی طنزآلود باعث شدند برنامه برای کودکان و بزرگسالان لذت بخش باشد.

Her droll observations about daily life always make me chuckle.

مشاهدات طنزآلود او در مورد زندگی روزمره همیشه باعث خنده من می‌شود.

The novel is filled with droll dialogue that adds to its charm.

رمان مملو از دیالوگ‌های طنزآلود است که به جذابیت آن می‌افزاید.

Despite the serious topic, the speaker managed to inject some droll humor into his speech.

با وجود موضوع جدی، سخنران موفق شد کمی طنز را به سخنان خود اضافه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید